|
علمی فرهنگی ورزشی :: :: نويسنده : رضااشرفی آق گنبد
همیشه مسیرهای دور و نزدیک را برای خرید طی می کنیم و در برگشت کیسه های متنوع از کالا هایی که نیاز داشتیم به همراه داریم ،اما اگر آگاهانه به خریدهایمان نگاه کنیم چه مقدار از خرید های ما آن چیز هایی که نبوده که می خواستیم و چه مقدار هزینه ی اضافی صرف آنها کرده ایم. تاکتیک اول : کاهش قیمت باور نکردنی گام دوم : سایز اقتصادی اما تعادلی
گام آخر : خرید اینترنتی
:: :: نويسنده : رضااشرفی آق گنبد
:: :: نويسنده : رضااشرفی آق گنبد
معمولاً مسيري که بچهها در روند رشد و سرعت وزنگيري و افزايش قد طي ميکنند با يکديگر متفاوت است و نميتوان روند رشد بچهاي را حتي با بچه ديگري که همسن و سال خودش است هم مقايسه کرد.
به طور طبيعي وزن بچهها از بدو تولد تا 5 يا 6 ماهگي حدوداً 2 برابر ميشود. حقايقي درباره بدغذايي بچهها با افزودن غذاهاي کمکي به برنامه غذايي روزانه البته در کنار شير مادر، وزن شيرخواران در سال اول تا 3 برابر وزن تولدشان هم ميرسد. در پايان سال اول زندگي ميتوان انتظار 25 تا 30 سانتيمتر افزايش قد را هم از کودکان داشت که اين افزايش قد و وزن در سال اول نشاندهنده نياز بچه به مواد مغذي مناسب است. درباره بدغذايي بچهها، توجه به نکات زير ضروري است. 1- کاهش اشتهاي کودک به معناي بدغذايي او نيست همانطور که گفته شد معمولاً وزن بچهها در پايان سال اول به 3 برابر وزن تولدشان هم ميرسد. اين افزايش وزن در سال دوم به نصف کاهش پيدا ميکند و از 3 سالگي تا سن پيش از بلوغ و بلوغ، روند افزايش قد و وزن، کُند اما مداوم ميشود. از 3 سالگي به بعد سالي 6 تا 8 سانتيمتر افزايش قد و 2 تا 3 کيلوگرم افزايش وزن براي بچهها قابلقبول است. پس با اين پايين آمدن سرعت رشد از سال دوم به بعد، کم شدن ميل به غذا و کاهش اشتها در بچهها ظاهر ميشود. با به وجود آمدن اين کاهش اشتها و کاهش روند رشد طبيعي برخي از مادران فکر ميکنند که فرزندشان دچار بدغذايي شده و براي پيشگيري از ابتلاي او به سوءتغذيه از ترفندهاي غيراصولي براي وادار کردن بچه به غذا خوردن، استفاده ميکنند. با استفاده از اين ترفندها که ميتوانند شامل پرت کردن حواس بچه هنگام غذا خوردن، تهديد کردن او، وعده دادن و دنبال بچه با بشقاب غذا دويدن باشند، اجازه برآورده شدن نياز واقعي کودک به غذا خوردن داده نميشود و همين موضوع ميتواند باعث نهادينه شدن انحرافهاي تغذيهاي در بچهها شود يعني مادران با ترفندهاي غير علمي خود ممکن است قدرت آموزش درست، اصولي و به اندازه غذا خوردن را براي هميشه از فرزندان خود سلب کنند. 2- استفاده از نمودار پايش رشد ميتواند موثر باشد نمودار پايش رشد يا جدولي که هنگام ترخيص مادر و کودک در بيمارستان به خانوادهها داده ميشود، حاوي اطلاعات خوبي درباره تمام موارد مربوط به تولد نوزاد، نوبت واکسيناسيونها و ميزان طبيعي رشد او تا سن 9 سالگي است بنابراين مادران ميتوانند با توجه به نمودار پايش رشد از سرعت رشد مناسب يا نامناسب فرزند خود آگاه شوند و ديگر نگراني بيمورد درباره بدغذايي يا نحوه رشد کودکشان نداشته باشند. اصرار کردن و فشار آوردن به کودک براي خوردن غذا موجب شرطي شدن او ميشود، پس کودک بايد ياد بگيرد غذا تنها براي رفع گرسنگي و نياز بدن است و والدين بايد بدانند غذا ابزاري براي تشويق و تنبيه کودک نيست. بر اساس اين نمودار، اگر بچهها در مسير حرکتي خود سير صعودي داشته باشند و خودشان را به استانداردهاي بينالمللي نزديک کنند، يعني مشکلي در رشد آنها وجود ندارد اما اگر سير رشد بچهها در اين منحني به صورت افقي يا نزولي دربيايد، خانوادهها بايد نسبت به ابتلاي فرزندشان به سوءتغذيه مشکوک شوند و براي پي بردن به دليل اين رشد نامناسب هرچه سريعتر فرزند خود را نزد پزشکش ببرند تا مشکل اختلال رشد او مورد بررسي قرار بگيرد. در چنين مواردي بالا بردن خودسرانه حجم غذايي بچهها به هيچ عنوان توصيه نميشود چون ممکن است اختلال رشد آنها به دليل کمخوني، عفونت، اختلالهاي متابوليسمي و... باشد. 3- خانوادهها در شکلگيري ذائقه بچهها نقش دارند بسياري از والدين به خصوص والدين بچههاي کوچکتر از بد بودن ذائقه غذايي فرزندانشان گلايه دارند. يعني ميگويند مثلاً فرزند آنها به خوردن سبزيها، گوشتها يا لبنيات علاقهاي ندارد و اين موضوع به خاطر پايين آمدن ارزش تغذيهاي سفره غذايي بچهها، باعث نگراني والدين آنها ميشود. متأسفانه گرايش بيشتر بچههاي ما به سمت غذاهاي شور، شيرين و چرب است و اين نوع ذائقه توسط اولين معلم تغذيه تمام بچهها يعني مادران آنها در وجودشان نهادينه شده است. معمولاً بيشتر مادران گمان ميکنند بايد به فرزندان خود از سن شروع غذاي کمکي، غذاهايي را بدهند که خودشان طعم آنها را بيشتر ميپسندند در صورتي که داروخانه طبيعت، بهترين و مغذيترين خوراکها را به ما هديه داده است. هرچه که مادران از بدو شروع غذاي کمکي از چاشنيها، نمک، شکر و روغن کمتري براي طعم دادن به غذاي بچهها استفاده کنند ميل آنها به خوردن گوشتهاي پخته يا بخارپز، سبزيهاي خام يا پخته و لبنيات هم بيشتر ميشود. به عبارت سادهتر بچهها هر آنچه را که از کودکي به آنها خورانده ميشود با همان طعم دوست دارند. حالا مادري که از 6 يا 7 ماهگي طعم خوراکيهاي چرب، سرخ کردني، شور يا شيرين را به فرزندش چشانده است، چطور ميتواند توقع داشته باشد که او در 3 يا 4 سالگي به خوردن سبزيها علاقه نشان دهد!؟ از طرف ديگر، منش غذا خوردن با الگوبرداري از ساير افراد خانواده در بچهها شکل ميگيرد. يعني بچهها نوع غذا خوردن را ابتدا از پدر و مادر سپس از خواهر و برادر و در نهايت هم از جامعه همسالان خود در مدرسه يا محيط ياد ميگيرند. اگر پدر و مادري تندتند غذا بخورند، هنگام غذا خوردن مدام حرف بزنند يا خواهر و برادرهاي بزرگتر هنگام غذا خوردن برخي از اجزاي غذا مانند پياز يا گوجه يا گوشت را از ظرفشان جدا کنند و نسبت به خوردن بعضي از خوراکيها واکنش منفي نشان بدهند به طور حتم انتظار بروز چنين رفتارهايي در بچههاي کوچکتر هم دور از انتظار نخواهد بود بنابراين ميبينيد که والدين و خواهر و برادرهاي بزرگتر ميتوانند نقش بسيار پررنگي در شکلگيري ذائقه و خوب يا بدغذا شدن بچههاي کوچکتر داشته باشند. 4- اجبار و زورگويي باعث تنفر بچهها از غذا ميشود گاهي برخي از مادران با زور و اجبار، سعي ميکنند فرزندان خود را به خوردن غذاهايي که دوست ندارند، وادار کنند. بهتر است اين گروه از مادران بدانند که اصرار و اجبار در غذا خوردن ميتواند با مقاومت منفي بچهها روبرو شود يعني وقتي بچهها متوجه زورگويي والدين خود براي خوردن غذايي که دوست ندارند، ميشوند؛ تمام تلاششان را براي پس زدن آن غذا و حرص دادن پدر يا مادر خود براي انتقام گرفتن از زورگويي آنها ميکنند! در اين صورت، ممکن است که حتي بچهها تا آخر عمرشان از خوردن آن غذا متنفر شوند و تنها مقصر اين موضوع هم ميتواند زورگويي والدين در دوران کودکي باشد. چاره چيست؟ بدغذايي کودکان يکي از مهمترين مشکلاتي است که والدين با آن روبهرو هستند، مسئلهاي که در سنين پيش از دبستان به ويژه کودکان 2 تا 5 ساله ديده ميشود. چارهي اين نوع بدغذايي و انتخاب نوع غذا در بچهها، اصلاً سخت نيست. * شما ميتوانيد برخي مواد غذايي که فرزندتان به خوردن آنها علاقهاي ندارد را با مواد غذايي ديگري که او دوست دارد، ترکيب کنيد. مثلاً پياز يا گوجهفرنگي داخل غذا را رنده کنيد تا او متوجه وجود آنها نشود يا اينکه مواد غذايي را به شکلي که او دوست دارد، تهيه کنيد. مثلاً اگر گوشت تکهاي نميخورد، برايش کتلت درست کنيد. * يک راه ديگر براي تشويق کردن بچهها به خوردن انواع مواد غذايي، کنجکاو کردن آنها نسبت به خوراکيهاي مختلف است. به اين ترتيب که مثلاً چند مرتبه کمي سبزيهاي پخته را کنار ظرف ماکاروني يا کتلتش بگذاريد و اجازه بدهيد که خودش نسبت به خوردن آنها ترغيب شود. البته ميتوانيد کنار ظرف غذاي خودتان را هم با خوراکيهاي مغذي بپوشانيد و مدام با خوردن و تعريف کردن از طعم و خواص آنها بچهها را نسبت به امتحان کردن طعمهاي جديد کنجکاو کنيد. * استفاده از بشقاب و ليوانهاي رنگي با رنگهاي نارنجي، ارغواني و قرمز هم ميتواند باعث افزايش اشتهاي بچهها شود. در ضمن هرگز فراموش نکنيد که براي تشويق کردن بچهها به خوردن تمام گروههاي غذايي، صبر و حوصله بيشتر از زور و تهديد به کار ميآيد! اصرار کردن و فشار آوردن به کودک براي خوردن غذا موجب شرطي شدن او ميشود، پس کودک بايد ياد بگيرد غذا تنها براي رفع گرسنگي و نياز بدن است و والدين بايد بدانند غذا ابزاري براي تشويق و تنبيه کودک نيست. اگر والدين از آغاز سن دو سالگي يعني زماني که کودک شروع به غذا خوردن ميکند در کنار سفره و همراه با ساير اعضاي خانواده به او غذا بدهند باعث ميشود کودک با آداب غذا خوردن آشنا شود و اگر با عدم تمايل کودک به برخي غذاها و يا خوردن تعدادي خاص از آنها روبهرو شدند والدين نبايد اصرار بيش از حد براي خوردن داشته باشند يا مانع از خوردن کودک شوند. زماني که کودک علاقهاي به استفاده از يک غذا ندارد والدين بايد براي او حق انتخاب باقي بگذارند و در کنار اين انتخابها غذايي که مورد علاقه کودک نيست را به او پيشنهاد بدهند. قطعاً اين کار پاسخ بهتري نسبت به فشار آوردن در پي خواهد داشت. کودکان بايد در روز سه وعده غذاي اصلي و سه ميانوعده داشته باشند تا نياز بدن آنها در شبانهروز تأمين شود. همچنين والدين بايد در تهيه غذاها به شکل و رنگ غذا نيز توجه داشته باشند. به طور مثال نبايد غذا را آنقدر مايع و رقيق درست کرد که کودک در هنگام خوردن آن دچار مشکل شود. در نهايت اين که والدين بايد از دو سالگي به بعد يعني زماني که کودک توانست به راحتي غذا بخورد اجازه بدهند کودک به طور مستقل غذا بخورد و مانع از حرکات هنگام غذا خوردن کودک نشوند. اين کار اشتياق آنها را براي خوردن بيشتر خواهد کرد. منبع : هفته نامه سلامت :: :: نويسنده : رضااشرفی آق گنبد
اگر سعي کنيم بدون توجه به مشکل بنيادي، نشانه را درمان کنيم، در بهترين حالت، غيرمؤثر خواهد بود و در بدترين حالت شايد باعث صدمه بيشتر شود. بنابراين درست مانند پزشکان، اگر مي خواهيم پاسخ مؤثري به بدرفتاري فرزندمان بدهيم، بايد اول علت را بشناسيم، نه اينکه فقط به نشانه واکنش نشان بدهيم. در اين مقاله سعي داريم اهداف کودکان از بدرفتاري هايشان را براي شما توضيح بدهيم تا بتوانيد با شناسايي علت، راهکار مناسب را اتخاذ کنيد.فرزندان از رفتار بد خود، هميشه هدفي را دنبال مي کنند. شما به عنوان والد مي توانيد با شناخت هدف فرزندتان از بدرفتاري هايش، با آنها متناسب برخورد کنيد و جلوي مشکلات رفتاري آنها را بگيريد. هدف هاي بچه ها از بدرفتاريشان عبارتند از: جلب توجه، اعمال قدرت، انتقام گرفتن و عاجز جلوه دادن. کودکان اين رفتار را از موقعيت خود در خانواده، حرف ها و اعمال والدين و سبک هاي فرزندپروري ياد مي گيرند. اگر دقيق تر بخواهيم بيان کنيم؛ کودکاني که احساس تعلق ندارند، احساس ناامني و انزوا مي کنند، ممکن است؛ با جلب توجه منفي، ثابت کنند به جايي و کسي تعلق دارند. کودکاني که احساس توانايي نمي کنند و نتوانند خود را شايسته حقوقشان بدانند، ممکن است با کنترل کردن ديگران با نشان دادن اينکه ديگران نمي توانند آنها را کنترل کنند، به دنبال اعمال قدرت باشند. همچنين کودکاني که احساس مي کنند به حساب نمي آيند، ممکن است سعي کنند ديگران را به خاطر احساس بي اهميت بودن خودمجازات کنند و از آنها انتقام بگيرند. سرانجام کودکاني که بدون احساس دلگرمي، اغلب احساس عاجز بودن مي کند، ممکن است قبول کنند ناتوان هستند، پس خود را عاجز جلوه مي دهند. براي مثال کودکي ممکن است فراموش کند سر وقت بيايد، چون مي خواهد به او يادآوري کنيد، چرا که توجه شما را مي خواهد. 1- نوع احساس و عکس العملي که در اثر بدرفتاري کودکان در شما ايجاد شده است مورد توجه قرار دهيد. وقتي کودک بدرفتاري را انجام داد و شما تاديبي را در نظر گرفتيد اما جواب نداد، ابتدا به درون خود رجوع کنيد و ببينيد در قبال رفتار اين کودک، چه احساسي پيدا کرديد. اگر خشمگين هستيد، هدف کودک جلب توجه است؛ اگر به عنوان والد احساس تهديد مي کنيد، شايد کودکتان قصد قدرتنمايي دارد؛ اگر به خاطر رفتار فرزندتان آزرده و ناراحت شديد، انتقام جويي مي تواند هدف فرزندتان باشد؛ و نهايتا اينکه اگر به عنوان والد احساس بي کفايتي کرديد، فرزندتان به دنبال ايجاد تصور بي کفايتي و عاجز جلوه دادن است. 2- عکس العمل کودک را، وقتي به او متذکر مي شويم که رفتار خود را ترک کند، زير نظر داشته باشيد. در اين مواقع، اگر کودک به رغم تذکر به رفتارش همچنان ادامه داد، هدف جلب توجه است اما اگر کودک از عدم اعتنا استفاده کرد يا رفتارش را شدت بخشيد، به احتمال زياد هدفش نشان دادن قدرت است؛ همچنين اگر کودک موجب جريحه دار کردن احساس شما شد و دلخور و آزرده تان کرد، مي تواند نشان از انتقام گرفتن باشد؛ سرانجام اينکه اگر به کودک تذکر داديد، اما کودک عجز و نياز نشان داد و کمک شما را خواست و مجبور به کمک کردن و تسليم شديد، اين کودک احساس بي کفايتي را هدف بدرفتاري خود قرار داده است. در مقابله با اين اهداف بدرفتاري، چه بکنيم؟ حال که متوجه اهداف کودکان شديد و توانستيد آن را بيابيد، مي توانيد به طريق زير با فرزند برخورد کنيد. در راهکارهاي زير اين مقصود را دنبال خواهيد کرد که به کودک ياد بدهيد از شيوه هاي سالمتري براي برآوردن نيازهاي خود استفاده کند. راهکارهاي مقابله با جلب توجه کودک: اين معمولي ترين هدف اشتباه کودک است و هنگامي مطرح مي شود که کودک کشف کند جلب توجه احساس خوبي به او مي دهد. البته همه ما به توجه نياز داريم اما توجه هميشگي و انحصاري، که خواست اين کودکان است، غيرقابل قبول و غيرممکن است. پس بايد به آنان ياد دهيم اين نياز را به درستي برآورده کنند، براي اين منظور: * توجه داده شده به رفتار کودک را کاهش دهيد: بدانيد مجبور نيستيد به همه رفتارهاي جزيي کودک توجه کنيد. به خاطر داشته باشيد، کودکان به رفتارهايي مي پردازند که با انجام آن توجه والدين را جلب مي کنند. پس کمتر به اينگونه رفتارها توجه کنيد و از هنر ناديده گرفتن سنجيده استفاده کنيد. * به رفتارهايي که مي خواهيد افزايش يابد، توجه کنيد: وقتي رفتار مثبت کودک را مورد توجه قرار مي دهيد و رفتار منفي را ناديده مي گيريد، کودک به زودي درمي يابد براي جلب توجه شما به چه رفتارهاي سالمي گرايش يابد. * کمتر حرف بزنيد و بيشتر عمل کنيد: وقتي زمان خيلي زيادي را صرف حرف زدن و توضيح دادن مي کنيم، کودک ما را جدي نمي گيرد. پس وقتي خواسته اي را داشتيد، فقط يک بار بگوييد و سپس به چيزي که گفتيد عمل کنيد. مثلا کودک را يک بار براي صرف شام صدا کنيد، بعد غذا را بکشيد، چون اگر کودک نيايد، غذا سرد مي شود و خود او مسئول است. * کارهايي را به کودک بدهيد تا با مفيد بودن براي ديگران توجه مثبت به دست آورد: مثل چيدن سفره، با اين کارها کودک رابه سمت رفتار مشارکتي جهت مي دهيد. * القاي حس تعلق به کودک: مي توانيد با بيان عباراتي از قبيل «عزيزم»، «فرزندم»، «دخترم يا پسرم»، همچنين با به کار بردن جملاتي نظير «از داشتن تو راضي هستم»، «به تو افتخار مي کنم»، احساس تعلق را به کودک انتقال دهيد. * محبت نامشروط به کودک داشته باشيد: براي اين منظور گاهي اوقات و بدون هيچ دليلي، کودک خود را در آغوش بگيريد و او را نوازش کنيد. در اينگونه موارد کودک خواهد فهميد براي کسب محبت شما، حتما نبايد کار خوبي انجام بدهد، بلکه شما در هر شرايطي او را دوست داريد. راهکارهاي مقابله با قدرتنمايي کودک شناخت و فهم دليل نمايش قدرت کودک، که عموما براي نشان دادن توانايي است، کمک مي کند خشممان را مهار کنيم و پاسخ بهتري بدهيم. مي توانيم تقويت کردن اين هدف اشتباه را متوقف و شروع به هدايت رفتار کودک به سمت رويکردهاي سازنده تر براي احساس توانايي کنيم. بدين منظور: * درباره اينکه آنها چه مي توانند انجام دهند صحبت کنيد نه اينکه چه نمي توانند: مثلا به جاي اينکه بگوييد «نمي تواني تلويزيون نگاه کني مگر اينکه تکاليفت را بنويسي»، که جمله اي منفي و نشان از نتوانستن است و بنابراين کودک به مقابل برمي خيزد، مي توانيد بگوييد «ابتدا تکاليفت را انجام بده و بعد تلويزيون نگاه کن». * هنگام متذکر شدن بر بدرفتاري تمرکز کنيد نه شخصيت کودک: اين را بدانيد گرچه ممکن است اعمال کودک غيرقابل تحمل باشد اما خود کودک مورد پذيرش است. مثلا به جاي اينکه بگوييد «چقدر بچه شلخته اي هستي»، بگوييد: «وسايل اتاقت، به هم ريخته به نظر مي رسند»، اينگونه بيان، اجازه و فرصت تغيير به کودک مي دهد. * به کودک مسئوليت واقعي بدهيد: تشويق و واگذاري برخي کارها متناسب با توانايي کودک، کمک مي کند احساس توانايي لازم را کسب کند. * درباره قوانين و پيامدها با کودک صحبت کنيد: بهتر است درباره بدرفتاري فرزندان از قبل با آنها صحبت و به صورت مشارکتي براي اعمال پيامدها تصميم گيري کنيد. در اين صورت، حتي وقتي بدرفتاري صورت مي گيرد، کودک با شما مقابله نمي کحند زيرا به توافق قبلي رسيده بوديد. * از کودک نظرخواهي کنيد: در انجام و تصميم گيري برخي امور خانه با کودک مشورت کنيد و در برخي موارد نيز نظرات او را اعمال کنيد. * حق انتخاب بدهيد: در برخي موارد که نگران از مقاومت کودک هستيد، از بين گزينه هاي مختلف که به کودک معرفي مي کنيد به او حق انتخاب بدهيد. راهکارهاي مقابله با انتقام کودک کودکي که به انتقام متوسل مي شود، آنقدر فشار مي آورد تا اينکه والدين آشفته شوند و از کوره در بروند. برخي راهکارهاي موثر براي اين کودکان عبارتند از: * فهرستي از نکات مثبت کودک تهيه کنيد: اين فهرست کمک مي کند بدانيد کودکتان، هنوز قابل تحمل است به خصوص زماني که احساس باخت و رنجش مي کنيد. از اين فهرست براي تمجيد کودک نيز استفاده کنيد. * تلافي نکنيد: عموما در اينگونه مواقع کودکان از بددهني و ناسزا براي جريحه دار کردن احساسات شما استفاده مي کنند، اگر مقابله به مثل کنيد يعني کودک را مورد فحش و ناسزا قرار دهيد، دور باطلي تشکيل مي شود که شايد نتوانيد ديگر آن را قطع کنيد. * اعمال مثبت را تشويق کنيد: هر وقت عمل مثبتي را در او ديديد به تشويق و تحسين بپردازيد، نه اينکه با بيان جملاتي مثل «از تو اين رفتار خوب بعيد است»، «چه عجب!» و مانند آن، به سرزنش کودک بپردازيد. * آرامش خود را حفظ کنيد: در لحظه عصبانيت موقعيت را موقتا ترک کنيد و بعد از کسب آرامش برگرديد. راهکارهاي مقابله با احساس بي کفايتي کودک: وقتي در تربيت خود احساس بي کفايتي داريد يا فکر مي کنيد کودکتان فرد ناتواني است و در واقع احساس دلسردي و نااميدي کرديد، به موارد زير توجه کنيد؛ * به کودک نشان دهيد اشتباه طبيعي است: وقتي کودک در انجام يک رفتار دچار شکست شد، مي توانيد با پرسيدن عباراتي مانند «دفعه بعد مي تواني چه بکني تا اين اتفاق نيفتد»، «اين باعث شد دفعه بعد جبران کني» يا بيان داستان هاي افرادي که شکست خوردند و بعد موفق شدند، کودک را دلگرم نگه داريد. * کارهايي از کودک بخواهيد که بتواند موفق شود: * تسليم نشويد: وقتي فرايند جبران را آغاز کرديد، در کنار کودک باشيد، شايد اين امر زمان ببرد، قرار نيست نااميد شويد و دوباره کار کودک را خودتان انجام دهيد. اعمال قدرت * درباره اينکه آنها چه مي توانند بکنند صحبت کنيد نه اينکه چه نمي توانند جلب توجه * توجه داده شده به رفتار کودک را کاهش دهيد انتقام * فهرستي از نکات مثبت کودک تهيه کنيد عاجز جلوه دادن * براي تربيت درست وقت بگذاريد :: :: نويسنده : رضااشرفی آق گنبد
نفخ شکم اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که بعد از خوردن، نفخ میکنید، به راحتی میتوانید با تغییر دادن رژیم غذایی، به خودتان کمک کنید. همهی ما میدانیم که خوردن یک غذای خوب چه لذتی دارد و بعد از خوردن بیش از اندازهی غذا چه حس بدی به انسان دست میدهد. پس نفخ کردن بهایی است که ما باید برای خوردن بیش از اندازه بپردازیم، در حالی که بسیاری از مردم این حس را یک حس کاملاً طبیعی قلمداد میکنند. اما خیلی زود تسلیم نشوید. هنوز هم امید هست. با تغییر رژیم غذایی و ایجاد تغییرات ساده در عادات غذا خوردن، میتوانید از غذا خوردن لذت ببرید و یک حس خوب بعد از خوردن داشته باشید. چند نظریه برای این که بعد از غذا نفخ نکنید * برای هضم راحتتر غذا، در طول روز آب زیادی بنوشید، البته نه همراه با غذا! سعی کنید جرعههای آبی که مینوشید کم باشد و به آرامی آنها را قورت بدهید، نه این که آن قدر با صدا باشد که انگار صدای شکسته شدن ظرف میآید، البته نوشیدنیهایی مانند نوشابههای گازدار و قهوه که خاصیت مدر بودن دارند، جزء این لیست قرار نمیگیرند. * اضافه کردن ماست به لیست رژیم غذایی میتواند دستگاه گوارش را تقویت کند، البته توجه داشته باشید که برای گرفتن نتیجهی مثبت حداقل چند هفته باید این دستورات را رعایت نمایید. مقدار کالریای که میخورید هم میتواند یکی از دلایل بروز نفخ باشد. مقدار بیش از اندازه کالری در وعده غذایی باعث ترشح هورمونهایی از دیواره روده شده و باعث حالت تهوع و نفخ میشود * بعد از غذا خوردن به پیادهروی بروید و یا به طور کلی ورزش کافی داشته باشید که هر دوی این کارها میتوانند به عدم بروز نفخ و همین طور به هضم شما کمک کنند. دکتر رابرتز میگوید: «درمان واقعی برای این مشکل این است که بیش از نیاز بدنمان به آن کالری وارد نکنیم و به قول قدیمیها بیشتر از اندازه شکممان غذا نخوریم». چرا من بعد از غذا خوردن نفخ میکنم؟ به طور اختصار، این حس ناراحتکننده ناشی از وجود گاز در رودهها است، البته گاز بیش از حد. این به نوبهی خود باعث تورم و احساس فشار در معده میشود. * ولی در مورد علت دقیق نفخ، باید گفت که دلایل آن در هر فرد با فرد دیگر متفاوت است. بعضی از مردم بعد از خوردن زیاد احساس نفخ میکنند، به همین سادگی. هر چه قدر یک فرد بیشتر میخورد، بیشتر هم طول میکشد تا غذا از معده به روده کوچک برود تا هضم شود، بنابراین احساس نفخ بیشتر میشود، البته برخی از افراد هم به یکسری غذاها حساس هستند. * در افرادی که عدم تحمل لاکتوز دارند، مصرف روزانهی شیر و فرآوردههای لبنی موجبات ناراحتی آنها را فراهم میکند. * به علاوه، فیبر بیش از حد در رژیم غذایی شما میتواند نفخ پس از غذا خوردن به وجود بیاورد. برای هضم راحتتر غذا، در طول روز آب زیادی بنوشید، البته نه همراه با غذا! سعی کنید جرعههای آبی که مینوشید کم باشد و به آرامی آنها را قورت بدهید خوردن غذاهای با فیبر بالا اگر به خوردن آنها عادت دارید مسألهی مهمی نیست، اما اگر عادت ندارید و یکباره شروع به مصرف غذاهای پُرفیبر کردهاید، ممکن است که این حس ناخوشایند به سراغ شما هم بیاید. قطعاً شما میخواهید از خوردن غذای پُرفیبر خود لذت ببرید، اما وقتی فکر میکنید که بعد از این لذت چه دردسری نهفته است، از خوردن پشیمان میشوید. * مقدار کالریای که میخورید هم میتواند یکی از دلایل بروز نفخ باشد. مقدار بیش از اندازه کالری در وعده غذایی باعث ترشح هورمونهایی از دیواره روده شده و باعث حالت تهوع و نفخ میشود. سعی کنید چهار تا شش وعدهی غذایی کوچک را به جای 3 وعدهی غذایی بزرگ بخورید. * خوردن وعدههای کمتر و کوچکتر غذایی میتواند جلوی نفخ کردن را بگیرد. اینها از گفتههای جوآن بلیک، استادیار بالینی در گروه علوم پزشکی در دانشگاه بوستون است. بلیک میگوید: «در خوردن عجله نداشته باشید!». * خوردن و یا آشامیدن با سرعت بیش از حد معمول میتواند باعث بروز مشکل شود. شما با این کار هوای زیادی را میبلعید که این باعث نفخ میشود. خوردن غذاهای با فیبر بالا اگر به خوردن آنها عادت دارید مسألهی مهمی نیست، اما اگر عادت ندارید و یکباره شروع به مصرف غذاهای پُرفیبر کردهاید، ممکن است که این حس ناخوشایند به سراغ شما هم بیاید به علاوه، حواستان به خوردنتان باشد و توجه داشته باشید که چه چیزی میخورید. لونا سندون، استادیار گروه تغذیه بالینی در مرکز پزشکی دانشگاه تگزاس در جنوب غربی دالاس میگوید: «غذاهای چربتر به زمان بیشتری برای هضم نیاز دارند». همچنین سبزیجاتی نظیر بروکلی، گل کلم، لوبیا و یا حبوبات میتوانند گاز بیشتری را به وجود بیاورند و باعث ایجاد ناراحتی شوند. البته این بدان معنا نیست که شما از خوردن این مواد غذایی سالم و مغذی دست بکشید، بلکه فقط سعی کنید مقدار کمتری از آنها را در رژیم غذایی خود استفاده نمایید و به این ترتیب به بدنتان در هضم راحتتر کمک کنید. :: :: نويسنده : رضااشرفی آق گنبد
باورهای نادرست زیادی درمورد نوشیدن آب سرد بعد از غذا بین عموم شایع است. امروز میخواهیم به این باورها بپردازیم، باورهایی مثل سرطانزا بودن آن که هیچ سند و مدرک علمی پشت آن وجود ندارد. در گذشته گفته شده بود که نوشیدن آب سرد بعد از غذا میتواند به هضم و گوارش غذا کمک کند. علم جدید هیچ تفاوت عمدهای در تاثیرات یک لیوان آب سرد بعد از شام یا هر زمان دیگر از روز نمییابد. آب و گوارش یکی از این باورهای نادرست میگوید آب سرد میتواند روغن غذا را در پوشش سخت درون دستگاه گوارشتان جامد کند. این هیچ پشتوانه علمی ندارد. کلینیک مایو و دانشگاه کلمبیا تایید میکنند که این باور نادرست است. از طرف دیگر، نوشین بلافاصله آب بعد از غذا معمولاً به هضم غذا کمک میکند. آب و سایر مایعات به شکستن غذاهای جامد کمک میکنند. اگر میخواهید گوارشتان را تقویت کنید، سوپ و سایر غذاهای آبکی مثل سبزیجات و میوهها را انتخاب کنید. مصرف روزانه آب اگر از نوشیدن یک لیوان آب خنک بعد از غذا لذت میبرید، آن را جزئی از مصرف روزانه آب خود قرار دهید. براساس کلینیک مایو، اکثر بزرگسالان باید روزانه هشت تا نه لیوان آب بنوشند. اصولاً با فرض اینکه ۲۰ درصد آب موردنیاز شما از آب غذاها تامین شود، این بیشتر از دو لیتر میشود. اگر دوست دارید آبمیوهها یا نوشیدنیهایی به جز آب مصرف کنید، این میزان را به ۹ تا ۱۳ فنجان در روز برسانید. نوشیدنیهای کافئیندار را از آن حذف کنید زیرا خود موجب کمآب شدن بدن میشوند. آب خنک برای پایین آوردن درجه حرارت بدن براساس دانشگاه کلمبیا ، نوشیدن آب سرد در بعضی نقاط به بدن کمک میکند. اگر ورزش کرده باشید، ممکن است برای خنک شدن شدیداً هوس آب خنک کنید. نوشیدن آن بسیار به شما کمک میکند. وقتی درجه حرارت بدن به بالاتر از 98.6 درجه فارنهایت میرسد، بدن برای پایین آوردن دوباره درجه حرارت خود به حالت عادی، عرق میکند. نوشیدن آب ۴۱ درجه فارنهایت به تنظیم دمای بدن شما کمک کرده و احتمال کمآب شدن آن را پایین میآورد. اگر آب خنک در دسترستان نبود، نوشیدن آب گرم بهتر از هیچ است. آب سرد و سردرد اگر سابقه میگرن یا سردرد دارید، نوشیدن آب با دمای اتاق توصیه میشود. در یک تحقیق که در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت، مشخص شد که نوشیدن آب یخ با نی موجب بروز سردرد در میان خانمها، بهویژه آنهایی که علائم سردرد را در آن سال تجربه کرده بودند میشود. اگر مستعد میگرن هستید، بهتر آب ولرمتر بنوشید. :: :: نويسنده : رضااشرفی آق گنبد
اگر تا به حال پرتقال را فقط به خاطر ویتامین ث بالای آن و پیشگیری از سرماخوردگی مصرف میكردید میتوانید كیوی را جایگزین آن كنید. ویتامین ث موجود در كیوی ۲ برابر پرتقال، ۶ برابر لیمو ترش و میزان مواد مغذی آن ۸ برابر سیب است. كیوی در اصل متعلق به كشور چین است، اما اكنون مردم سراسر دنیا این میوه را مصرف میكنند. ایتالیا، نیوزلند، چین، فرانسه و ژاپن جزو بزرگترین تولیدكنندگان كیوی محسوب میشوند. این میوه به نامهای متعددی نامیده میشد تا این كه در سال ۱۹۵۹ نام كیوی برای آن انتخاب شد (كیوی برگرفته از نام پرنده بیپرواز بومی نیوزلند است). در سال ۱۹۷۴ نام كیوی به صورت نام رسمی تجاری این میوه درآمد. كیوی چه دارد كیوی منبعی غنی و سرشار از ویتامین ث است و مقدار ویتامین ث آن از پرتقال نیز بیشتر است. همچنین دانههای سیاه آن حاوی ویتامین D است. كیوی همچنین دارای ویتامین A، ای ویتامینهای ب۱، ب۲، ب۳ فولیك اسید و سایر ویتامینهای گروه ب است. كیوی از میوههای بسیار كمكالری است. در ۱۰۰گرم كیوی ۶۱ كالری وجود دارد و از جهت میزان كالری همردیف زردآلو و نارنگی است. در ۱۰۰ گرم كیوی ۳۳۱ میلیگرم پتاسیم، ۲۶ میلیگرم كلسیم و۴۰ میلیگرم فسفر وجود دارد. مقدار پتاسیم آن از موز كمتر است، اما در مقابل از میزان منیزیم بسیار بالایی برخوردار است همچنین دارای مس، آهن و فسفر است. پشمالوی پرخاصیت كیوی این میوه پرزدار، دارای مواد غذایی بالا و میزان كالری بسیار پایینی است، به این خاطر در رده میوههای بسیار مفید قرار دارد. این میوه به دلیل خاصیت كاهندگی كه بر سطحتری گلیسیرید دارد، از غلظت خون میكاهد و از تنگ شدن عروق و بروز انواع سكتهها جلوگیری میكند.كیوی با داشتن آنتیاكسیدان فراوان خاصیت ضدسرطانی بسیاری دارد و امكان مبتلا شدن به بعضی از سرطانها را كاهش میدهد. مصرف هویج میتواند از ضعیف شدن بینایی جلوگیری كند. حتما این جمله را بارها شنیدهاید، اما شاید تا به حال نشنیده باشید كه كیوی هم چنین خاصیتی دارد. كیوی با داشتن پیشسازهای ویتامین آ همچنین ویتامین ای و ث موجب حفظ سلولهای دستگاه بینایی میشود. ویتامین ث موجود در كیوی موجب تقویت سیستم حفاظتی بدن میشود. كیوی منبع خوبی برای پتاسیم و كلسیم است. پتاسیم باعث كاهش فشار خون میشود. كیوی ادرارآور است. به علت كالری پایین افرادی كه تصمیم به كاهش وزن خود دارند میتوانند این میوه را مصرف كنند. بعد از خوردن غذاهای گوشتی قدری اسید معده خنثی میشود. در این شرایط آنزیمهای كیوی میتوانند مدت كوتاهی فعالیت كنند و این زمان كافی است كه مواد پروتئینی به وسیله این آنزیمها به قطعات كوچكتر و قابل هضم تبدیل و تجزیه شوند. این امر، عمل هضم غذاهای سنگین در معده را آسان میكند، لذا خوردن كیوی به همراه غذاهای گوشتی برای هضم آسانتر غذا توصیه میشود. چند نكته ۱- كیوی خام نیز دارای مقادیر زیادی آنزیم به نام پاپایین است كه از نظر تجاری برای نرم كردن گوشت مفید است، اما احتمال دارد برای بعضی از افراد آلرژیزا باشد. بویژه افرادی كه به آناناس حساسیت دارند مستعد حساسیت به این میوه هم هستند. ۲- كیوی را میتوانید در دمای اتاق نگهداری كرده، آن را به مدت چند روز ذخیره كنید. ۳- هرگز كیوی را كنار سیب و گلابی قرار ندهید. كیوی به هنگام رسیدن مقداری گاز اتیلن از خود متصاعد میكند این گاز باعث رسیدن میوههای دیگری چون سیب و گلابی میشود، لذا نباید محل نگهداری كیوی با سایر میوهها یكی باشد. ۴- در هنگام خرید كیوی اگر بر اثر فشار جزئی، نرمی زیر دستان خود احساس كردید از خریدن آن صرفنظر كنید. ۵- كیوی دارای اگزالات است. این تركیب میتواند موجب سنگ كلیه شود. به این علت این میوه برای افرادی كه مستعد سنگ كلیه و سنگ كیسه صفرا هستند باید با احتیاط مصرف شود. ۶- اگزالات موجود در كیوی مانع جذب كلسیم میشود. به این علت بهتر است ۲ تا ۳ ساعت قبل و بعد از مصرف لبنیات این میوه را میل نكنید تا مانع جذب كلسیم نشود. ۷- كیوی طلایی دارای پوستی نرم و برنزی رنگ بوده و گوشت آن به رنگ طلایی است. ارزش تجاری این نوع كیوی از انواع سبز بیشتر است. ۸- كیوی را میتوانید حلقه كرده و خشك كنید و به جای خوردن چیپس، كیوی خشك شده میل كنید. :: :: نويسنده : رضااشرفی آق گنبد
انواع حجاب قرآني
عفاف و حجاب در سيره حضرت زهرا (س)
روز 21 تير ماه به مناسبت يادآوري شهادت مروه شرويني در دادگاه آلمان که بيرحمانه به دست يکي از نژاد پرستان آلماني در دفاع از حق خويش به شهادت رسيد؛روز عفا ف وحجاب نام گذاري شد.از اين روي مناسب است نگاهي به عفاف وحجاب داشته باشيم. عفاف و حجاب دو ارزش اخلاقي در جامعه بشري بويژه جوامع اسلامي است كه همواره در كنار هم و گاه به جاي هم به كار رفتهاند. با توجه به معاني ذكر شده، حجاب يك امر ظاهري و بيروني است؛ يعني در حقيقت پوشش ظاهري افراد، بويژه زنان را حجاب ميگويند. اما «عفاف وحيا» ، يك حالت دروني است كه انسان را از گناه وحرام باز ميدارد و آثار آن در گفتار و كردار انسان نمود پيدا ميكند. «حجاب» در حقيقت همان نمود «عفاف» در نوع پوشش است. مسئله پوشش و حفظ عفاف خاص دنياي اسلام و حتي دنياي اديان توحيدي نيست. براساس زمينه فطري، حتي جوامع اوليه و به دور از تمدن و مذهب هم آن را مورد توجه خود قرار داده اند.1 ودر همه جوامع و ملل به بر مبناي دستورات اسلام هنگامي که زن پوشيده با وقار باشد ودر روابط اجتماعي جانب عفاف و پاکدامني را رعايت کند، افراد مغرض، جرات نخواهند کردتا وي شوند .2 بر اساس فطرت وطبيعت انساني، زنان از ازظرافت، لطافت و جاذبيت هاي خاصي برخوردار هستند كه عمل ورفتار آن هامي تواند مردان، رابه سوي خود جذب كنند.هم چنان كه در روايات آمده است: «المرئه ريحانة»3 يعني «زن هم چون ريحانه يا شاخه گلي، ظريف است»،اگر باغبان او را پاس ندارد، از ديد و دست تعرض گلچين، مصون نمي ماند. البته با بررسي آيات و روايات در مي يابيم كه رعايت عفاف شامل مردان نيز مي شودو نيز در لزوم رعايت عفاف، تفاوتي بين افراد زن ومرد وجود ندارد. 4 اما به علت طبيعت وروحيه زنان،اسلام براي آن كه قدر و ارزش زن ها محفوظ باشد با مقرر داشتن حکم پوشش، زنان را از سهل الوصول بودن مصون داشته وبا حجاب محدوده مطمئن تري پيرامون او قرار داده است.5 بنابراين براي سالم سازي جامعه بايد به دنبال عفت عمومي باشيم تا حجاب آگاهانه گسترش يابدتاسلامت وامنيت اجتماعي در جامعه پايدارشود. عفاف وحجاب در رفتار حضرت زهرا (س) «عفاف و حجاب» در رفتار فاطمه(س) نمود كاملي دارد كه با افتخار مي توان گفت كه در ميان زنان جهان حضرت فاطمه ى زهرا (س) بسيار پاكدامن و عفيف بودند و در طول زندگى خويش،در خانه و خانواده و روابط اجتماعي تجسم عيني حيا وعفاف به حساب مى آمدند. حضرت (س) اگرچه نمونه كامل يك زن مسلمان در تمام اوصاف و كمالات اسلامى به ويژه در حجاب و عفاف بود، ولى مسائل سياسى و اجتماعى را نيز در مواقع حساس ناديده نمى گرفت،ودر صورت لزوم در اجتماع حضور مي يافت وبه مبارزه مي پرداخت وحتي در مجامع عمومى وخصوصي به مناظره نشست وبه روشنگري پرداخت، ولى در عين حال هرگز از پرده حجاب كامل و عفاف لازم بيرون نرفت. حضرت زهرا(س) درتمام ابعاد بهترين سرمشق والگوي عملي براي جامعه امروز وفردا است. يعني جامعه بايد وضعيت عفاف و حجاب فاطمه(س) را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد و به همان صورت عمل نمايد. صديقه طاهره وقتي وظيفه ايجاب ميكند كه سخن بگويد، با قاطعيت تمام سخنراني ميكند و آنجا كه ديگر داعي ندارد براي اينكه با نامحرم بنشيند، مجلس را ترك ميكند مراعات حفظ حريم حجاب به قدري دقيق و ظريف است، که ضروري است براي حفظ امنيت و ارتباطات اجتماعي و سلامت جامعه همگان در اين مورد با نظر دقيق بنگرند.
مهمان نوازي فاطمه زهرا(س) در ديدگاه اسلام معاشرت هاي اجتماعي درقالب دوستانه وصله رحم همواره مورد تاکيد قرار گرفته است؛اين ارتباط هاي اجتماعي امري غير قابل اجتناب است .در سيره فاطمي نوع اين ارتباط و رفت وآمدها رامشاهده مي کنيم با اين تفاوت که حضرت زهرا(س) در معاشرت ها حيا وعفاف را همراه باححاب و پوشش مناسب رعايت مهمان نابينا حضرت زهرا (س) چنان حيا و عفاف را به عنوان يک اين فضيلت ارزشي وکمال گرايانه که مورد خواست و رضايت خداونداست را سرلوحه ى رفتار خويش قرار داده بود كه از همه ى نامحرمان حتى از مردان نابينا نيز خود را مى پوشاند. در روايت هاآمده است که مردي نابينا پس از اجازه گرفتن، وارد منزل امام علي(ع) شد. پيامبر(ص) مشاهده کردند که حضرت زهرا(س) برخاست، فرمودند: «دخترم! اين مرد نابيناست.»قالت فاطمه(س): اِن لَم يَکُن يَرانِي فَانّي أرَآهُ وَ هُوَ يَشُمُّ الرِّيحَ؛پدر، اگر او مرا نميبيند، من او را مينگرم! اگر چه او نميبيند؛ اما بو را استشمام ميکند!» 7 رسول خدا پس از شنيدن سخنان دخترش فرمود: «شهادت ميدهم که تو پاره تن من هستي.»8 از اين حديث استفاده مى شود كه دختر عالى قدر رسول خدا تا چه ميزانى شرم و حيا داشت و چقدر از مردان بيگانه دورى مى جست؟ و تا ضرورتى نبود از كنار مردها نمى گذشت، هرچند تاريخ اذعان دارد که فاطمه (س) در مواقعي که لازم بود به ميان جامعه آمده و سخنرانى كرده است.در اين حديث بيان حيا وعاف فاطمي مطرح است که از نظر روانشناسي نوع برخورد وحيا وعفاف حضرت راکاملا نشان مي دهد.
پوشش ساده درسيره فاطمي عفاف و حجاب ،اصل غير قابل تغيير است .هدف رعايت پوشش مورد نظر اسلام است که باساده ترين پارچه هم مي توان عفاف وحجاب را داشت.در زندگي حضرت زهرا(س) تجمل و تبرج امري مذموم است که در اسلام ترد شده است.فاطمه(س) که دختر پيامبر(ص) و همسر علي (ع) است ،مي توانست از اما از ديدگاه فاطمي نفس وجود حجاب وحفظ آن در جامعه است که بتواند سرمشقي براي پايين ترين زندگي مردم هم باشد ؛که حجاب و عفاف مخصوص سران يا عامه مردم نيست بلکه همه ي مردم در هر سطحي(فقير يا ثروتمند) بايد آن رارعايت کنند ،حتي اگر اين چادر ،چادري وصله دار باشد. پوشش زاهدانه حضرت زهرا(س) به اين علت بود که با ساده زيستي خود زنان راازغلتيدن در دام تجمل ها و درخصوص چادرساده صديقه طاهره از سلمان نقل شده است:« روزي حضرت فاطمه(س) را ديدم که چادري وصلهدار و ساده بر سر داشت.در شگفتي ماندم و گفتم عجبا! دختران پادشاهان ايران و قيصر روم بر کرسيهاي طلايي مينشينند و پارچههاي زربفت به تن ميکنند، وه که اين دختر رسول خداست! نه چادرهاي گران قيمت بر سر دارد و نه لباسهاي زيبا!! فاطمه(س) پاسخ داد: قالت: «يا سَلمانُ! اِنَّ اللهَ ذَخَّرَ لَنا الثِيّابَ وَ الکَراسِيَّ لِيَومٍ آخِرٍ.»12 «اي سلمان! خداوند بزرگ، لباسهاي زينتي و تختهاي طلايي را براي ما در روز قيامت ذخيره کرده است.»13 اصل وتکليف پوشش در اسلام امري موکد است ،در برخي آيات، قرآن زنان را مکلف مي کند ، جاذبه ها و زينت هاي ظاهري و باطني خود را آشکار نکنند ، مگر آنچه نمايان است .14 آنها بايد پوششي مناسب که تمام گردن و سينه و اندام ها و زينت هاي پنهان آنها را مستور کند داشته باشند که موجب تهيج شهوت مردان نگردد و موجب آزار و اذيت خود توسط افراد بيمار دل را فراهم نکنند. 15کردار و راه رفتن آنها نيز بايد به دور از در نظام مقدس اسلام ، اين امور کاملاً حکيمانه و به مصلحت زن و اجتماع وضع گرديده است.با دقت در سيره حضرت زهرا (س)آن اسوه به تمام معنا در مي يابيم که ايشان آيينه تمام نماي حجاب وعفاف اسلامي است وهدف پوشش زن بوده است نه تبرج و خودنمايي بالباس هاي زينتي و...!!
اين روايت ها بر اين نکته تاکيد داردحجاب در اسلام هرگز مانع حضور زنان درعرصه جامعه و فعاليت هاي فرهنگي واجتماعي ومانع رشد استعدادهاي علمي و توانايي هاي زنان نيست؛بلکه مي خواهد اين حضور در حريم امن اجتماعي عمل شودوبيان مي دارد که حجاب احترام وعزت ايجادمي کند. واعتبار معنوي حضرت زهرا(س) بقدري بود که شمعون يهودي باکمال رضايت واحترام ،چادروصله دارحضرت را مي گيرد و دربرابراين عظمت روحي وايثارحضرت زهرا(س)سربرسجده مي گذاردو مسلمان مي شود. نتيجه احکام و دستوراتي که اسلام در سيره معصومين و حضرت زهرا(س)الگوي عملي جوامع قرار داده،همه و همه بيانگر توجه دقيق و موشکافانه اسلام نسبت به سلامت جامعه و فرد مي باشد.در روابط اجتماعي عفاف وحجاب رمز بهداشت وسلامت رواني جامعه است ويكي از ارزشهاي والاي انساني و اسلامي كه سرچشمه ارزشهاي ديگر، و موجب آثار درخشان معنوي است، كه ميتوان آن ها را از پايههاي اخلاق و صفت كليدي براي عقب زدن رذايل در روابط اجتماعي و سوق دهنده به سوي تكامل و درجات عالي و كمالات متعالي زنان ومردان در جامعه دانست. در بين مسائل مختلف اخلاقي واجتماعي خانواده ،رعايت عفاف وحجاب زنان و مردان، ونحوه جهت حل معضلات ومشکلات اجتماعي نيازبه الگوي عملي براي زنان ومردان است که با پيروي ازاين الگو وهمانند سازي مي توانند مسيرهدايت وسعادت وآرامش را به دست آورند.با توجه به وضعيت عفاف وحجاب در جامعه امروزوآشنايي با سيره فاطمه(س) والگوگيري در گفتار ورفتار ورعايت عفاف در روابط اجتماعي ،بسيار ضروري وحياتي است. شناخت ومعرفت فاطمي نشان مي دهد که درسيره وروش آن حضرت حفظ ححاب وعفاف اصلي مهم است که هرگز مانع فعاليت هاي اجتماعي نمي شود؛بلکه بي مبالاتي درحفظ ورعايت عفاف وحجاب و خودنمايي وتبرج و اختلاط بي جادر معاشرت ها ممنوع ومذموم است.واين که حکم عفاف وحجاب براي شناخته شدن زن به عفاف و پاکي و امنيت او از آزارواذيت هاي اجتماعي الزامي شده است. اسلام مي خواهد باتدبيرودرايت زن ومرددر روابط اجتماعي با هم مرتبط باشند تا نگاه انساني و بستر تکاملي در جامعه فراهم شود وجسم ها در ديد قرار
بسم الله الرحمن الرحیم
حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جلسه درسهایی از قرآن که درباره "حقوق خانواده در اسلام" ، "محبت و اعتماد" ، "مقدار مهریه" ، "اداره و سرپرستی خانواده توسط مردان" ، "حکومت مردان در خانواده" ، "توجه اسلام به آرایش و آراستگی" و ... سخن گفته است که یکی از آنها آرایش دختران جوان در خانواده و در مواقعی است که اسلام آن را حلال دانسته اما برخی از والدین با عقاید نادرست خود با این قبیل کارهای حلال مخالفت میکنند. آنچه در ادامه میخوانید قسمتهایی از این سخنرانی است. آرایش دختران
زیبایی درباره حجاب و عفاف
*** حجاب یعنی من مجهز به آنتی ویروس هوس و وسوسه هستم. *** کس غنچه نهان شده دربرگ را نچید / از بی حجابی است اگر عمر گل کم است. *** حجاب نیمی از ایمان است. *** اصالت زن مسلمان عفت اوست که حجاب مهمترین رکن آن است. *** ای زنان زینت های خود را آشکار نسازید مگر برای محرمانتان. *** حجاب واکسن مقابله با تیر نگاههای آلوده. *** حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون و محفوظ نگه می دارد. *** حجاب بوته خوش بوی گل عفاف است. حجاب مصونیت است نه محدویت. *** حجاب یعنی حیای جوان باعفت. *** بدحجابی زن از بی غیرتی مرد است. *** کسی که عفت داشته باشد ارزش و منزلتش زیاد خواهد بود. *** حجاب امن ترین پناهگاه زن. *** حجاب بیانگر وقار و افتخار زن است. *** زن درحجاب مانند گوهر در صدف است. *** حجاب رساندن زن به رتبه عالی معنویت. *** حجاب سرچشمه کمال زن است. *** چادر بهترین نوع حجاب و نشانه ملی ماست. *** عفت باید درفکر نگاه، زینت، حجاب، زبان، چشم، گوش و اندام تجلی داشته باشد. *** حجاب جاذبه خوبی ها و دافعه خطاهاست. *** حجاب ح= حریت، ج= جذبه، ا= آبرو و شرف، ب= بندگی. *** حجاب یعنی حریت و آزادگی و افتخار و بندگی. *** حجاب برای زن تاج بند گی خداست. *** اقتدار زینب به حجاب او بود. *** حجاب مانع آلوده شدن جامعه به فساد است. *** حجاب عامل تحکیم خانواده و کاهش آسیب های اجتماعی. *** هیچ کس نمی داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا (ص) مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد. (حضرت فاطمه «س») *** زن با حجاب همچون مرواریدی در صدف است. :: :: نويسنده : رضااشرفی آق گنبد
شما هم فقط به این دلیل که یک نفر پشت سرتان حرف زده است، دچار این احساسات شده اید؟ وقت آن رسیده که همه آنها را کنار بگذارید. ما به شما میگوییم چرا دیگران پشت سرتان حرف میزنند و برای کنار آمدن با آن چه میتوانید بکنید. نفرت، ناامیدی، ناراحتی، طرد شدگی، عصبانیت، حسادت، پریشانی، ضعف، شکست، دلسرد شدن، افسردگی، انتقام، آزردگی ، …. ۱) شما فردی موفق هستید در بسیاری از موارد، آدمها وقتی پشت سرتان حرف میزنند که شما به چیزی رسیده باشید که آنها قدرت آن را نداشته باشند. پیشرفتهای حسادت آور است که معمولاً جرقه شروع غیبت پشت سر شما میشود. کسانیکه خیلی موفق باشند معمولاً محبور میشوند پوسته هنجارهای اجتماعی و فرهنگی را بشکنند. این واقعیت دلیل غیبت کردن دیگران پشت سر شما است، چه در مدرسه، چه دانشگاه و چه محل کار. خواننده ای مشهور بنام X را در نظر بگیرید. نمیخواهیم بحث کنیم که او خواننده خوبی است یا نه. اما مطمئناً همه شما میلیونها «من از X متنفرم»هایی که در فیسبوک هست را دیده اید. دلیل آن ممکن است این باشد که X بسیاری از هنجارهای سنتی موسیقی را شکسته است. ۲) به جنبه های خوب زندگی شما حسادت میکنند بگذارید باز مثال بزنیم. آقای X در کمتر از ۶ ماه وارد شرکت ABC شده، ترفیع گرفته و مدیر میشود. آقای Y و خانم Z از دو سال پیش در آن شرکت مشغول به کار بوده و مشتاقانه منتظر ترفیع گرفتن به همان مقام بوده اند. اما این تازه وارد، آقای X، از آنها جلو زده است. آقای Y و خانم Z همه روز مشغول حرف زدن پشت سر او هستند. ترفیع گرفتن در محل کار فقط یک نمونه بود. واقعیت سخت زندگی این است که وقتی به چیزی که به دست آورده اید یا انجام داده اید حسادت کنند، شروع به حرف زدن پشت سرتان خواهند کرد. ۳) کار بهتری برای انجام دادن ندارند حرف زدن دیگران پشت سرتان به این معنی است که واقعاً کار بهتر و مفیدتری برای انجام دادن ندارند. مطمئناً همه ما میخواهیم که زندگی مفیدتری داشته باشیم، بسیار پرمفهوم تر از غیبت کردن و حرف زدن پشت سر این و آن. این فقط نشانگر یک واقعیت است: آنها افرادی بیچاره و قابل ترحم هستند. وقتی دیگران پشت سرتان حرف میزنند چه بکنید ۱) هیچ کاری نکنید یکی از اولین کارهایی که باید بفهمید و درک کنید این است که هیچ کاری از دستتان برنمی آید. ممکن است بتوانید یک نفر که پشت سرتان حرف زده است که خاموش کرده یا توجیه کنید اما اینکار را درمورد چند نفر در دنیا میخواهید انجام دهید؟ آیا میدانستید که آدمی مثل استیو جابز هم منتقدان زیادی داشته که از شیوه مدیریت و بازاریابی او و حتی شخصیتش خوششان نمی آمده؟ نکته ای که میخواهیم عنوان کنیم این است که علیرغم هر کاری که در زندگیتان میکنید و میزان موفقیتتان، همیشه آدمهایی هستند که مخالف شما باشند و برای پایین کشیدن شما ممکن است پشت سرتان حرف بزنند. ۲) بفهمید که آنها هیچ اهمیتی ندارند آدمهایی که پشت سر شما حرف میزنند، در زندگیتان اهمیتی ندارند. اگر واقعاً آدمهای مهمی در زندگی شما بودند، طرف شما بودند، درست است؟ شادی و خوشبختی واقعی شما به پیشرفت و سلامت خود و عزیزانتان بستگی دارد. هر چه که دیگران میگویند، احساس میکنند یا انجام میدهند نباید بر خوشبختی و طرزفکر شما اثر بگذارد. قبل از اینکه دیر شود این مسئله را درک کنید. ۳) وقتی از آنها میگذرید، با اعتمادبه نفس لبخند بزنید بدترین ضربه به کسی که پشت سر شما حرف میزند این است که ببیند با اعتمادبه نفس کامل به آنها لبخند میزنید؛ لبخندی که میگوید «من میدانم که پشت سرم حرف میزنید اما برایم مهم نیست!» وقتی از کنارشان عبور میکنید، طوری راه بروید که انگار خوشبختترین آدم روی زمین هستید. ۴) به حرفهایشان بخندید یکی دیگر از بدترین ضربه هایی که میتوانید به کسانی که پشت سرتان حرف میزنند وارد کنید، شادی و خوشبختی شماست. این واقعیت که این کار آنها اهمیتی برای شما نداشته و اذیتتان نکرده است به معنی شکست آنهاست. ۵) احساس قربانی شدن نکنید همانطور که احتمالاً تا حالا متوجه شده اید، موقعیتی که دیگران پشت سرتان حرف میزنند به موفقیت شما در چیزی که توسط آنها مورد حسادت واقع شده بستگی دارد. این فقط به یک واقعیت منتهی میشود: از همان ابتدا شما پیروز میدان بوده اید. نقشتان را بعنوان برنده، بازی کنید، جشن بگیرید و از این واقعیت که حتماً ارزشمند بوده اید که درموردتان حرف میزنند، لذت ببرید. ۶) دستگاه پشتیانی خودتان را داشته باشید بله، همه ما دوستان و همکارانی داریم که مراقب ما هستند. اگر شما اینطور نیستید، دلیلی برای ترسیدن وجود ندارد زیرا همه ما باید از جایی شروع کنیم، درست است؟ با محبت کردن به اطرافیانتان شروع کنید. هر روز برای مهربان بودن تلاش کنید. با این روش طرفدارانی برای خودتان درست خواهید کرد. داشتن یک سیستم پشتیبانی سالها طول میکشد، پس صبور باشید و هر روز را یک چالش جدید ببینید. ۷) برای رویارو شدن با آنها خوب برنامه ریزی کنید واکنش بد در چنین موقعیتی کمکتان نخواهد کرد. فقط این واقعیت را ثابت خواهد کرد که از نظر ذهنی تحت تاثیر آن حرفها قرار گرفته اید. آرام باشید و از این مهمتر نشان دهید که شایعاتی که درموردتان شکل گرفته است هیچ اهمیتی برایتان ندارد. اگر لازم است در موقعیتی مثل این برخورد کنید، باید خوب برنامه ریزی کنید. با این افراد پشت درهای بسته صحبت کنید تا کس دیگری از ماجرا باخبر نشوید. چشمتان را باز کنید حتماً بسیاری از افراد سرشناس و موفق را می شناسید که مورد انتقاد قرار گرفته اند و توسط کسانی که پشت سرشان حرف میزده اند مورد استهزاء قرار گرفته اند. آنها چه وجه اشتراکی دارند؟ درکنار این واقعیت که توسط میلیونها نفر مورد انتقاد قرار گرفته اند، در کار خودشان بسیار موفق بوده اند. همه این افراد به آرزوهایشان رسیده اند. اینکه چطور به آرزوهایشان دست یافته اند یا مسیر درستی را برای آن انتخاب کرده اند یا نه بحث دیگری است که در اینجا به آن نمیپردازیم. نکته مهم موفقیت آنهاست. تنها راه موفقیت نه، با دعوا کردن با هر یک نفری که پشت سرتان حرف میزند، موفق نخواهید شد. با احساس ناامیدی و منزوی شدن هم همینطور. تنها راه موفقیت، جلو رفتن و ادامه دادن راهتان علیرغم حرف دیگران است. تنها راه موفقیت همین است!
درباره وبلاگ موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
|||||||
|
|