علمی فرهنگی ورزشی

 

کاهش سن ابتلا به ایدزاز 30 به 18 سال


 
کاهش سن ابتلا به ایدزاز 30 به 18 سال

معاون دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان در همایش مبارزه با ایدز گفت: طبق آمارهای رسمی کشور سن ابتلا به بیماری ایدز از ۳۰ سال به ۱۸ سال رسیده است.

فارس: همایش مبارزه با بیماری ایدز امروز در سالن اجتماعات دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرستان تاکستان برگزار شد. رضا شعبان نژاد در این همایش درخصوص اهداف برپایی چنین مراسم هایی در سطح دانشگاه و لزوم آشنایی با خطرات بیماری مهلک ایدز اظهار داشت: بررسی مشکلات و معضلات اجتماعی و ارائه راه کارهای کارشناسی شده در راستای برطرف کردن آن یکی از مهم ترین وظایف مراکز علمی و دانشگاهی است که لازم است، در این راستا تلاش بیشتری صورت بگیرد. وی ادامه داد: از مهم ترین و اصلی ترین معضلاتی که امروز جامعه و به ویژه قشر جوان را مورد تهدید جدی قرار داده، بیماری خطرناک ایدز است که این بیماری به لحاظ حساسیت و اثر خطرناک خود مورد توجه دانشمندان قرار داشته که البته برنامه های متعددی در سراسر جهان در راستای مقابله با آن در حال انجام است. معاون دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان عنوان کرد: متأسفانه، طبق آمارهای رسمی کشور سن ابتلا به این بیماری از ۳۰ به ۱۸ سال رسیده است که این شاخص هشداردهنده، نشان دهنده حاد شدن این مسئله و معضل در کل کشور است. شعبان نژاد افزود: استفاده از سرنگ های آلوده توسط معتادان و عدم رعایت نکات بهداشتی در مسائل جنسی از عوامل مهم ابتلا به این بیماری عفونی است، بنابراین باید جوانان و نوجوانان را با راه های ابتلا به این بیماری خطرناک آشنا کرد تا از بروز مشکلات و به ویژه از فروپاشی کانون خانواده جلوگیری به عمل آید. وی با اشاره به اینکه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان برنامه های متعدد و قابل توجهی را در راستای آگاهی بخشی به جوانان و به ویژه دانشجویان پیرامون ایدز و سایر معضلات اجتماعی با حضور کارشناسان با تجربه و متخصص تدارک دیده است، تصریح کرد: این برنامه ها با هدف آگاه سازی دانشجویان از خطرات پیش رو در مورد این بیماری اجرا می شود. تعدادی از کارشناسان شبکه بهداشت و درمان شهرستان تاکستان در حاشیه این مراسم با تشریح راه های ابتلا به بیماری ایدز، راه کارهای مبارزه و گرفتار نشدن به دام این بیماری عفونی و مهلک را بررسی کرده و به سوال های تعدادی از دانشجویان پیرامون بیماری ایدز پاسخ دادند.




 مقدمه

  فرهنگ تعيين كننده چگونگي تفكر و احساس اعضاي جامعه است. فرهنگ راهنماي اعمال انسانها و معرف جهان بيني‌هاي آنها در زندگي است. فرهنگ عمومي به معناي فرهنگ غالب و گسترده‌اي است كه در ميان عموم جامعه رواج و رسوخ دارد و حوزه‌اي از عقايد،‌ارزشها، جلوه‌هاي احساسي و هنجارهاست كه اجبار اجتماعي غير رسمي از آن حمايت مي‌كند و فراتر از گروهها و اقشار خاص در كليت جامعه مورد قبول است. بر اين اساس فرهنگ عمومي از سه حوزه اصلي ارزشها، عقايد، باورها و هنجارها تشكيل يافته است. در كشور ايران به دليل اهميت خاصي كه به اين موضوع داده مي‌شود روز 14آبان به نام روز فرهنگ عمومي نام گذاري شده است و اين امز ضرورت توجه و بررسي به اين مفهوم را بيان مي‌كند. در مقاله حاضر ضمن تعريف فرهنگ و فرهنگ عمومي، ضرورت توجه به آن در كشور ايران و فرهنگ عمومي جامعه اسلامي از منظر جامعه شناختي مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

  ابعاد و دامنه مفهومي كه به عنوان «فرهنگ» مي شناسيم، آنقدر عميق و وسيع است كه مشكل مي‌توان آن را در قالب تعريفي مشخص و محدود گنجانيد. با مراجعه به بحثهاي جامعه شناسان و صدها توصيف و تعريف از «فرهنگ» بطور كلي مي‌توان دريافت كه از ارزشها و اعتقادات و باورها گرفته، تا منش و خصائل و هنجارها و ادبيات و هنر و معماري، آئين‌ها و افسانه و اسطوره همگي ذيل مجموعه فرهنگ مي‌گنجد. مفهوم فرهنگ در علوم اجتماعي يكي از كم تعريف پذيرترين مفاهيم است كه گاه برخي آن را پديده‌اي انساني دانسته‌اند كه همه پديده‌هاي انساني را در برگرفته و در مقابل طبيعت قرارش داده‌اند و گاه نيز صرفاً شامل بقايايي به حساب آورده‌اند كه شامل همه چيزهايي مي‌شود كه نمي‌توان آنها را در مفاهيم سياست، اقتصاد و دين جاي داد. برخي از مؤلفان امروزي نيز برآنند تا فرهنگ را يك بعد هميشه حاضر از زندگي اجتماعي افراد بدانند.    فرهنگ در واقع در چهار راه انديشه و احساس قرار گرفته و آن را بايد در حوزه اجتماعي، معادلي دانست براي نظام رواني احساسي كه به غرايزها ساختار مي‌دهد. بازنمايي و جهان بيني را براي ما ممكن مي‌كند و ميان امر واقعي و امر خيالي از ميان نمادها، اسطوره‌ها، هنجارها، آرمان‌ها و ايدئولوژيها رابطه ايجاد مي‌كند. به بيان ساده، فرهنگ، يك پديده اجتماعي است كه از سويي در تلاش انسانها براي پاسخگويي به نيازهاي گوناگونشان پديد مي‌آيد و از سوي ديگر راهنماي فكر و عمل انسانها براي رفع نيازهايشان است. مثلاً در يك جامعه نياز به غذا باعث ايجاد روش خاصي براي كشت و كار مي‌شود كه در اثر گذشت زمان، ‌خوگرفتن به اين روش و تكرار روش توسط اعضاي جامعه بخشي از فرهنگشان مي‌شود.[1]

 

فرهنگ عمومي

  «فرهنگ عمومي عبارت است از محموعه منسجم و نظام يافته‌اي از اهداف، ارزشها، عقايد، باورها، رسوم و هنجارهاي مردم متعلق به يك جامعه بزرگ، قوم يا ملت»[2] بنابراين فرهنگ عمومي، شامل تمامي فعاليتهاي مبتني بر انديشه و عادت است كه در جهت برآوردن نيازهاي بشري بسته به انواع جوامع از نظر تاريخي، سياسي، اقتصادي، مذهبي، رفتارهاي عمومی مردم را شكل مي‌دهد. همه انسانهايي كه از گذشته‌هاي دور تا كنون در اقصي نقاط دنيا زندگي كرده‌اند؛ فرهنگ داشته‌اند. پس فرهنگ يك پديده عام است و هيچ گروه يا فردي در جامعه انساني نمي‌توان يافت كه فرهنگ نداشته باشد؛ اما از آنجايي كه اقوام و جوامع مختلف به نحوه يكساني در برآوردن نيازهاي خود و برخوردشان براي رفع نيازها يكسان نبوده است، طبيعتاً فرهنگ خاص خود را ساخته و پرداخته‌اند و از اين رو است كه در جوامع مختلف، تنوع فرهنگي به چشم مي‌خورد. ليكن در يك جامعه بزرگ، قوم ياملت، بسياري از ارزشها، باورها، هنجارها، معيارها و الگوهاي رفتاري هستند كه گذشته از تكثر فرهنگي قوميتهاي مختلف جامعه، جنبه عام داشته، همگان آن را پذيرفته‌اند و در يك كل اجتماعي از آن پيروي مي‌كنند. همين جنبه‌هاي عام در يك جامعه بزرگ يا ملت را به عنوان «فرهنگ عمومي» آن جامعه مي‌توان مورد مطالعه و بررسي قرار داد. شخصيت اجتماعي مردم يك جامعه در فرهنگ عمومي آن خلاصه مي‌شود و اهداف و كيفيت و مسير حركت به سوي تعالي با زوال و عقب افتادگي آن تحت تأثير فرهنگ عمومي است. لذا اهميت شناخت و بررسي فرهنگ عمومي براي ارتقاء و تحول آن در مسير رشد و توسعه، آشكار مي‌شود. بسياري از پژوهشگران براي واكاوي فرهنگ عمومي و اصلاح و برنامه ريزي آن ابتدا به بررسي دقيق آن از طريق كاركردهاي سطوح و لايه‌هاي مختلف فرهنگ مي‌پردازند. زيرا فرهنگ از سطوح مختلفي مشتق شده است. برخي از اين مشتقات در يك نظام فرهنگي، پايه‌ها و ريشه‌هاي فرهنگ عمومي را مي‌سازند. اين بخش را لايه زيرين مجموعه مي‌نامند كه ديگر سطوح و لايه‌ها بر آن قرار دارند. مي‌توان گفت كه جهان بيني‌ها و شناخت شناسي در اين سطح قرار دارد كه ريشۀ بسياري از باورها، اعتقادات و ارزشها را به عنوان لايه بعدي فرهنگ تشكيل مي دهند. سطح بعد، آئين‌ها، هنر و ادبيات است كه لايه بعدي را تشكيل مي‌دهند و بر پايه باورها، اعتقادات و ارزشهاي يك جامعه استوارند. لايه بعدي كه بيروني‌ترين و آشكارترين سطح است، هنجارها و الگوهاي رفتاري و معيارهاي اجتماعي در يك جامعه مورد مشاهده و بررسي است. يكي از جامعه شناسان به نام اولسون، فرهنگ را داراي چهار مؤلفه، هنجار، باور، ارزش و تكنولوژي مي‌داند. در هنجار به دنبال اين هستيم كه چه چيز در فرهنگ مردم وجود دارد و در ارزش به دنبال اين هستيم كه چه بايد باشد. در حقيقت نگرش آرماني به آنچه كه در فرهنگ عمومي انتظار داريم، ارزش است و در تكنولوژي، به چگونگي انجام امور توجه داريم.[3]

 

فرهنگ عمومي در كشور ايران

  كشور ايران كه يك كشور اسلامي است و از دير باز داراي تمدن غني ايراني و ارزشهاي اصيل مي‌باشد، اهميت خاصي به مقوله فرهنگ و تعامل افراد با يكديگر نه تنها به عنوان اعضاي يك جامعه، بلكه به عنوان يك فرهنگ ويژه و شناخته شده جامعه اسلامي، مي‌دهد. فرهنگ عمومي در كشور ايران مبتني بر اصول و معارف اسلامي است. در دين مقدس اسلام غير از اينكه افراد به يك سلسله مباني فردي از نظر مسائل اخلاقي و فرهنگي معتقد هستند، يك سلسله قوانين و برنامه‌هايي وجود دارد كه بر اساس روابط اجتماعي افراد را به يكديگر پايبند مي‌سازد. اما برنامنه ريزيهايي كه اسلام براي هر فرد دارد، جدا از برنامه‌هايي نيست كه براي فرهنگ عمومي يك جامعه پيش بيني كرده است؛ به عنوان مثال وقتي اعتقاد به يك سلسله مباني فردي اخلاقي و فرهنگي مثل پاكي، درستي و حق گويي و بسياري ديگر اصول اوليه براي هر فرد در نظر گرفته مي‌شود، اين امر مي‌تواند ريشه و پايه برقراري روابط و مناسبات اجتماعي درستي را بنا نهد. بديهي است كه در چنين ديني، فرهنگ عمومي نيز بر پايه همزيستي، مودت، محبت، همكاري، همياري و كمك و دستگيري از يكديگر است. مهرورزي و عدالت اجتماعي و ظلم ستيزي از محوري ترين اصول اسلام در فرهنگ عمومي جامعه است. در غرب وقتي فرهنگ عمومي تعريف مي‌شود، رفتارهاي عرفي مبنا قرار مي‌گيرد. اما در جامعه اسلامي ايران همانطور كه در بخش قبل سطوح مختلف فرهنگ را تشريح كرديم، الگوهاي رفتاري جامعه اسلامي منبعث از لايه‌هاي زيرين است كه همانا انديشه‌هاي ديني بر آن حاكمند. در جامعه ايران وقتي از دين صحبت مي‌شود، كليه سطوح يعني باورها، ارزشها، هنجارها، رفتار، عرف و شئون اجتماعي كه عناصر فرهنگ عمومي هستند، بر اساس تعاليم اسلامي شكل گرفته‌اند. بنابراين اصلي‌ترين مسأله فرهنگ عمومي در ايران، كمال جويي است. و انديشه‌هاي ديني كه وجه ارزشي دارند، بر رفتارها و مناسبات اجتماعي حاكم هستند.[4] فرهنگ درعين حال که ثابت بوده، تغيير پذير نيز هست. بنابراين مي‌توان برخي از بنيانهاي فرهنگ عمومي را كه مطابق دين مبين اسلام نيستند، طراحي كرد و تغيير داد. به منظور اصلاح و توسعه تكاملي فرهنگ عمومي كشور بايد سطوح و زيربنا‌هاي فرهنگي و اصول بنياني رفتارهاي فرهنگي را شناخت و زير بناها و ارزشهاي نامطلوب غیراسلامي را حذف كرد. به منظور ايجاد تغييرات مطلوب در فرهنگ عمومي جامعه ایران توجه به ابعاد سه گانه ارزشها، حوزه قوانین و ضوابط و حوزه اجرای قوانین در سطح جامعه ضروری است. در ايران اسلامي به دليل حاكميت ارزشهاي اسلام، رعايت عدالت اجتماعي و توجه به معنويات در پيشرفت و توسعه مادي جامعه و ترويج روحيه جمع گرايي و اعتقاد به اينكه دستيابي به حد اكثر منافع شخصي از طريق حداكثر شدن منافع جمعي امكان پذير است، از اولويت‌هاي اصلاح فرهنگ عمومي است. ارائه الگو به جامعه در انديشه و رفتار مردم، گام مؤثر ديگري در حاكميت معيارهاي اسلامي در فرهنگ عمومي است. در حوزه قوانين، بايد قوانين و مقرراتي در سطوح خرد و كلان وضع شوند كه با اصول اسلامي و فطرت انسانها هماهنگ باشد. از سوي ديگر پرورش ذهنيت جامعه و ارائه اطلاعات مناسب به مردم مي‌تواند صفات اسلامي را در فرهنگ عمومي كشور احيا نمايد. اعتقاد و عمل نمودن گروههاي مرجع و پايه در جامعه به مصاديق فرهنگ اسلامي مي‌تواند از جمله مهمترين ابزارهاي شيوع فرهنگ صحيح اسلامي و الگوهاي رفتار اسلامي در فرهنگ عمومي جامعه باشد. در بخش قوانين تبادل فرهنگي با جوامع ديگر و دريافت جنبه‌هاي مثبت فرهنگ ديگران به تقويت و غناي فرهنگ عمومي كمك شاياني مي‌كند. تقويت فرهنگ عمومي در حوزه قوانين و ضوابط منحصر به امور اخلاقي و معنوي نيست و در ابعاد سخت افزاري هم با اهميت است؛ به عنوان مثال معماري و همينطور ابزار حمل و نقل و يا محيط‌هاي عمومي كه افراد با آن هر روز سر و كار دارند، بايد بر اساس اصول اسلامي طراحي گردند. در حوزه اجراي قوانين نيز بايد همه افراد از اصول سياستهاي فرهنگي نظام و امور شرعي و ملي به عنوان ملاك‌هاي اساسي، توجه و عنايت كافي داشته باشند. در پايان اساسي‌ترين نكته آن است كه براي اجراي قوانين اسلامي در فرهنگ عمومي كشور و بازسازي و اصلاح فرهنگ عمومي، دولت بايد بيش از آنكه خود را متولی فرهنگ مردم و هدايت فرهنگي آنان بداند، خود را متولی تهيه امكانات و زير ساختها، به ويژه ساختها و ابزار لازم براي توليد و ابداع و اجراي اصول و ارزشهاي اسلامي در فرهنگ عمومي و اشاعه آن در ميان مردم بداند.[5]

 


[1] . افروغ، كاد، فرهنگ شناسي وحقوق فرهنگي، تهران، فرهنگ و دانش، چاپ اول پائيز 1379، ص 7 تا ص 21.

[2] .فردرو، محسن و ديگران؛ جامعه و فرهنگ (مجموعه مقالات) تهران، آرون، چاپ اول 1380 ص 124 تا ص 170.

[3] . مرعشي، سيد جعفر و ديگران پيرامون فرهنگ عمومي كشور، تهران، سازمان مديريت صنعتي، چاپ اول، 1376، ص 59 تا ص 62 و ص 71 تا ص 73.

[4] . عبداللهي، محمد با قانون گرايي و فرهنگ عمومي [ويژه گرد همايي قانون گرايي و فرهنگ عمومي] تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چاپ اول، 1378، ص 39 تا ص 48 و ص 93 تا 100.

 

[5] . عضدانلو،‌حميد، آشنايي با مفاهيم اساسي جامعه شناسي، تهران، نشر ني، چاپ دوم 1386، ص 446 و ص 447.




  مکان و زمان حادثه یازده سپتامبر در قرآن وجود دارد ؟


همه دوستان حتما با چنين نوشته هايي در شبكه اينترنت روبرو شده اند:


 
مکان و زمان حادثه یازده سپتامبر در قرآن و اشاره دقیق به حادثه در متن آیه :
 
یک آیه در سوره توبه هست که در این آیه یک کلمه هست به این شکل :جرف هار

 

این کلمه در آیه صد و نهم 109 از سوره توبه ،  ( یعنی نهمین سوره قرآن ) هست .

با اطلاعاتی که من گرفتم محله ای که برج های متلاشی شده یازده سپتامبر در اونها هست نامش هست ( گارف هار ) . همه میدونیم که بسیاری از کلمات که در لاتین دارای حرف گاف هستند در عربی این حرف گاف به حرف جیم تبدیل میشه .

                        گارف هار <<<<>>>> جرف هار
این ( گارف هار ) نام محله برجهایی هست که هواپیماها به اونها برخورد کردند . و کلمه ( جرف هار ) درآیه صد و نهم 109 از سوره توبه ( نهمین سوره قرآن ) هست .
                          و اما نکات دیگه :

 

آیه مورد نظر آیه صد و نهم 109 سوره توبه هست و برج متلاشی شده توسطهواپیما، دقیقا صد و نه 109 طبقه داشته .

 

حادثه درروز یازدهم سپتامبر اتفاق افتاده و سوره توبه ، در جزء یازدهم قرآن هست .

 

ضمنا ماه سپتامبر ، نهمین ماه در ماههای میلادی هست و سوره توبه نهمین سوره قرآن هست .

 

و مورد آخر اینکه کلمه ( جرف هار ) ، دو هزار و یکمین 2001 کلمه سوره توبه هست و حادثه یازده سپتامبر در سال دو هزار و یک 2001 میلادی اتفاق افتاد .

 

آیا میشه گفت تمام اینها اتفاقی ایجاد شده ؟

حالا همین آیه 109 از سوره توبه رو من براتون معنیش رو مینویسم بخونید و ببینید در متن آیه دقیقا صحبت از ساختمانی که ویران شده و اشاره ای هم میشه به شهری که این ساختمان در اونجاست و در کنار سیل ( اشاره به اقیانوس ) .
 
آیه و ترجمه صد و نه سوره توبه :

((افمن اسس بنینه علی تقوی من الله و رضون خیر ام من اسس بنینه علی شفا جرف هار فانهار به فی نار جهنم والله لا یهدی القوم الظلمین .))

 

((آیا کسی که مسجدی به نیت تقوی و خداپرستی تاسیس کرده و رضای حق را طالب است مانند کسی است که بنایی سازد ( به غرض کفر و نفاق و تفرقه کلمه در اسلام ) بر پایه سستی در کنار سیل که زود به ویرانی کشیده و عاقبت آن بنا از پایه به آتش دوزخ افتد ؟ ( این حال بنای نفاق و ظلم و ستم است ) و خدا هرگز ستمکاران را به هیچ راه سعادتی هدایت نخواهد فرمود .))

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطلب بالا سندیت ندارد. و نمی توان در مورد آن قطعی صحبت کرد .گارف هار پیدا نشد.

با اين حادثه و ساير واقعياتي که در جامعه آمريکا مشاهده مي نماييم [ر.ک: عصر امام خميني، احمد رضا حاجتي، بوستان کتاب قم - آمريکا پيشتاز انحطاط، روژه گارودي] و همه حاکي از زوال اين تمدن منحوس است، بله مي توان بر اساس آيات متعدد افول و انحطاط حتمي آمريکا را پيش بيني نمود که حادثه 11 سپتامبر تنها مصداق کوچکي از آن است.




 

اصل‏1

حكومت‏ ايران‏ جمهوري‏ اسلامي‏ است‏ كه‏ ملت‏ ايران‏، بر اساس‏ اعتقاد ديرينه‌اش‏ به‏ حكومت‏ حق‏ و عدل‏ قرآن‏، در پي‏ انقلاب‏ اسلامي‏ پيروزمند خود به‏ رهبري‏ مرجع عاليقدر تقليد آيت‏ الله‏ العظمي‏ امام‏ خميني‏، در همه‏ پرسي‏ دهم‏ و يازدهم‏ فروردين‏ ماه‏ يكهزار و سيصد و پنجاه‏ و هشت‏ هجري‏ شمسي‏ برابر با اول‏ و دوم‏ جمادي‏ الاولي‏ سال‏ يكهزار و سيصد و نود و نه‏ هجري‏ قمري‏ با اكثريت‏ 2% / 98 كليه‏ كساني‏ كه‏ حق‏ راي‏ داشتند، به‏ آن‏ راي‏ مثبت‏ داد.

اصل‏2

جمهور اسلامي‏، نظامي‏ است‏ بر پايه‏ ايمان‏ به‏: 1 - خداي‏ يكتا ( لااله‏ الاالله‏ ) و اختصاص‏ حاكميت‏ و تشريع به‏ او و لزوم‏ تسليم‏ در برابر امر او. 2 - وحي‏ الهي‏ و نقش‏ بنيادي‏ آن‏ در بيان‏ قوانين‏. 3 - معاد و نقش‏ سازنده‏ آن‏ در سير تكاملي‏ انسان‏ به‏ سوي‏ خدا. 4 - عدل‏ خدا در خلقت‏ و تشريع. 5 - امات‏ و رهبري‏ مستمر و نقش‏ اساسي‏ آن‏ در تداوم‏ انقلاب‏ اسلام‏. 6 - كرامت‏ و ارزش‏ والاي‏ انسان‏ و آزادي‏ توام‏ با مسيوليت‏ او در برابر خدا، كه‏ از راه‏ : الف‏ - اجتهاد مستمر فقهاي‏ جامع الشرايط بر اساس‏ كتاب‏ و سنت‏ معصومين‏ سلام‏ الله‏ عليهم‏ اجمعين‏، ب‏ - استفاده‏ از علوم‏ و فنون‏ و تجارب‏ پيشرفته‏ بشري‏ و تلاش‏ در پيشبرد آنها، ج‏ - نفي‏ هر گونه‏ ستمگري‏ و ستم‏ كشي‏ و سلطه‏ گري‏ و سلطه‏ پذيري‏، قسط و عدل‏ و استقلال‏ سياسي‏ و اقتصادي‏ و اجتماعي‏ و فرهنگي‏ و همبستگي‏ ملي‏ را تامين‏  مي‏كند.

 اصل 3

دولت‏ جمهور اسلامي‏ ايران‏ موظف‏ است‏ براي‏ نيل‏ به‏ اهداف‏ مذكور در اصل‏ دوم‏، همه‏ امكانات‏ خود را براي‏ امور زير به‏ كار برد: 1 - ايجاد محيط مساعد براي‏ رشد فضايل‏ اخلاقي‏ بر اساس‏ ميان‏ و تقوي‏ و مبارزه‏ با كليه‏ مظاهر فساد و تباهي‏. 2 - بالا بردن‏ سطح‏ آگاهي‏ هاي‏ عمومي‏ در همه‏ زمينه‏ هاي‏ با استفاده‏ صحيح‏ از مطبوعات‏ و رسانه‏ هاي‏ گروهي‏ و وسايل‏ ديگر. 3 - آموزش‏ و پرورش‏ و تربيت‏ بدني‏ رايگان‏ براي‏ همه‏ در تمام‏ سطوح‏، و تسهيل‏ و تعميم‏ آموزش‏ عالي‏. 4 - تقويت‏ روح‏ بررسي‏ و تتبع و ابتكار در تمام‏ زمينه‏ هاي‏ علمي‏، فني‏، فرهنگي‏ و اسلامي‏ از طريق‏ تاسيس‏ مراكز تحقيق‏ و تشويق‏ محققان‏. 5 - طرد كامل‏ استعمار و جلوگيري‏ از نفوذ اجانب‏. 6 - محو هر گونه‏ استبداد و خودكامگي‏ و انحصارطلبي‏. 7 - تامين‏ آزاديهاي‏ سياسي‏ و اجتماعي‏ در حدود قانون‏. 8 - مشاركت‏ عامه‏ مردم‏ در تعيين‏ سرنوشت‏ سياسي‏، اقتصادي‏، اجتماعي‏ و فرهنگي‏ خويش‏. 9 - رفع تبعيضات‏ ناروا و ايجاد امكانات‏ عادلانه‏ براي‏ همه‏، در تمام‏ زمينه‏ هاي‏ مادي‏ و معنوي‏. 10 - ايجاد نظام‏ اداري‏ صحيح‏ و حذف‏ تشكيلات‏ غير ضرور. 11 - تقويت‏ كامل‏ بنيه‏ دفاع‏ ملي‏ از طريق‏ آموزش‏ نظامي‏ عمومي‏ براي‏ حفظ استقلال‏ و تماميت‏ ارضي‏ و نظام‏ اسلامي‏ كشور. 12 - پي‏ ريزي‏ اقتصادي‏ صحيح‏ و عادلانه‏ بر طبق‏ ضوابط اسلامي‏ جهت‏ ايجاد رفاه‏ و رفع فقر و برطرف‏ ساختن‏ هر نوع‏ محروميت‏ در زمينه‏ هاي‏ تغذيه‏ و مسكن‏ و كار و بهداشت‏ و تعميم‏ بيمه‏. 13 - تامين‏ خودكفايي‏ در علوم‏ و فنون‏ صنعت‏ و كشاورزي‏ و امور نظامي‏ و مانند اينها. 14 - تامين‏ حقوق‏ همه‏ جانبه‏ افراد از زن‏ و مرد و ايجاد امنيت‏ قضايي‏ عادلانه‏ براي‏ همه‏ و تساوي‏ عموم‏ در برابر قانون‏. 15 - توسعه‏ و تحكيم‏ برادري‏ اسلامي‏ و تعاون‏ عمومي‏ بين‏ همه‏ مردم‏. 16 - تنظيم‏ سياست‏ خارجي‏ كشور بر اساس‏ معيارهاي‏ اسلام‏، تعهد برادرانه‏ نسبت‏ به‏ همه‏ مسلمان‏ و حمايت‏ بي‏ دريغ از مستضعفان‏ جهان‏.

اصل 4

كليه‏ قوانين‏ و مقررات‏ مدني‏، جزايي‏، مالي‏، اقتصادي‏، اداري‏، فرهنگي‏، نظامي‏، سياسي‏ و غير اينها بايد بر اساس‏ موازين‏ اسلامي‏ باشد. اين‏ اصل‏ بر اطلاق‏ يا عموم‏ همه‏ اصول‏ قانون‏ اساسي‏ و قوانين‏ و مقررات‏ ديگر حاكم‏ است‏ و تشخيص‏ اين‏ امر بر عهده‏ فقها شوراي‏ نگهبان‏ است‏.

اصل 5

در زمان‏ غيب‏ حضرت‏ ولي‏ عصر "عجل‏ الله‏ تعالي‏ فرجه‏" در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ و ولايت‏ امر و امامت‏ امت‏ بر عهده‏ فقيه‏ عادل‏ و با تقوي‏، آگاه‏ به‏ زمان‏، شجاع‏، مدير و مدبر است‏ كه‏ طبق‏ اصل يكصد و هفتم‏ عهده‏ دار آن‏  مي‏گردد. 
ويرايش پيشين:‏ در زمان‏ غيبت‏ حضرت‏ ولي‏ عصر، عجل‏ الله‏ تعالي‏ فرجه‏، در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ ولايت‏ امر و امامت‏ امت‏ بر عهده‏ فقيه‏ عادل‏ و با تقوي‏، آگاه‏ به‏ زمان‏، شجاع‏، مدير و مدبر است‏، كه‏ اكثريت‏ مردم‏ او را به‏ رهبري‏ شناخته‏ و پذيرفته‏ باشند و در صورتي‏ كه‏ هيچ‏ فقيهي‏ داراي‏ چنين‏ اكثريتي‏ نباشد رهبر يا شوراي‏ رهبري‏ مركب‏ از فقهاي‏ واجد شرايط بالا طبق‏ اصل‏ يكصد و هفتم‏ عهده‏ دار آن‏  مي‏گردد.

اصل 6

در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ امور كشور بايد به‏ اتكا آرا عمومي‏ اداره‏ شود، از راه‏ انتخابات‏، انتخاب‏ رييس‏ جمهور، نمايندگان‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏، اعضاي‏ شوراها و نظاير اينها، يا از راه‏ همه‏ پرسي‏ در مواردي‏ كه‏ در اصول‏ ديگر اين‏ قانون‏ معين‏  مي‏گردد.

اصل 7

طبق‏ دستور قرآن‏ كريم‏: "و امرهم‏ شوري‏ بينهم‏" و "شاورهم‏ في‏ الامر" شوراها، مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏، شوراي‏ استان‏، شهرستان‏، شهر، محل‏، بخش‏، روستا و نظاير اينها از اركان‏ تصميم‏ گيري‏ و اداره‏ امور كشورند. موارد، طرز تشكيل‏ و حدود اختيارات‏ و وظايف‏ شوراها را اين‏ قانون‏ و قوانين‏ ناشي‏ از آن‏ معين‏  مي‏كند.

اصل 8

در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ دعوت‏ به‏ خير، امر به‏ معروف‏ و نهي‏ از منكر وظيفه‏ اي‏ است‏ همگاني‏ و متقابل‏ بر عهده‏ مردم‏ نسبت‏ به‏ يكديگر، دولت‏ نسبت‏ به‏ مردم‏ و مردم‏ نسبت‏ به‏ دولت‏. شرايط و حدود و كيفيت‏ آن‏ را قانون‏ معين‏  مي‏كند. "والمئمنون‏ و المئمنات‏ بعضهم‏ اوليا بعض‏ يامرون‏ بالمعروف‏ و ينهون‏ عن‏ المنكر".

اصل 9

در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ آزادي‏ و استقلال‏ و وحدت‏ و تماميت‏ اراضي‏ كشور از يكديگر تفكيك‏ ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه‏ دولت‏ و آحاد ملت‏ است‏. هيچ‏ فرد يا گروه‏ يا مقامي‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ استفاده‏ از آزادي‏، به‏ استقلال‏ سياسي‏، فرهنگي‏، اقتصادي‏، نظامي‏ و تماميت‏ ارضي‏ ايران‏ كمترين‏ خدشه‏ اي‏ وارد كند و هيچ‏ مقامي‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ حفظ استقلال‏ و تماميت‏ ارضي‏ كشور آزاديهاي‏ مشروع‏ را، هر چند با وضع قوانين‏ و مقررات‏، سلب‏ كند.

اصل 10

از آنجا كه‏ خانواده‏ واحد بنيادي‏ جامعه‏ اسلامي‏ است‏، همه‏ قوانين‏ و مقررات‏ و برنامه‏ ريزيهاي‏ مربوط بايد در جهت‏ آسان‏ كردن‏ تشكيل‏ خانواده‏، پاسداري‏ از قداست‏ آن‏ و استواري‏ روابط خانوادگي‏ بر پايه‏ حقوق‏ و اخلاق‏ اسلامي‏ باشد.

اصل 11

به‏ حكم‏ آيه‏ كريمه‏ "ان‏ هذه‏ امتكم‏ امه‏ واحده‏ و انا ربكم‏ فاعبدون‏" همه‏ مسلمانان‏ يك‏ امت‏ اند و دولت‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ موظف‏ است‏ سياست‏ كلي‏ خود را بر پايه‏ اچتلاف‏ و اتحاد ملل‏ اسلامي‏ قرار دهد و كوشش‏ دير به‏ عمل‏ آورد تا وحدت‏ سياسي‏، اقتصادي‏ و فرهنگي‏ جهان‏ اسلام‏ را تحقق‏ بخشد.

اصل 12

دين‏ رسمي‏ ايران‏، اسلام‏ و مذهب‏ جعفري‏ اثني‏ عشري‏ است‏ و اين‏ اصل‏ الي‏ الابد غير قابل‏ تغيير است‏ و مذاهب‏ ديگر اسلامي‏ اعم‏ از حنفي‏، شافعي‏، مالكي‏، حنبلي‏ و زيدي‏ داراي‏ احترام‏ كامل‏  مي‏باشند و پيروان‏ اين‏ مذاهب‏ در انجام‏ مراسم‏ مذهبي‏، طبق‏ فقه‏ خودشان‏ آزادند و در تعليم‏ و تربيت‏ ديني‏ و احوال‏ شخصيه‏ ( ازدواج‏، طلاق‏، ارث‏ و وصيت‏ ) و دعاوي‏ مربوط به‏ آن‏ در دادگاه‏ ها رسميت‏ دارند و در هر منطقه‏ اي‏ كه‏ پيروان‏ هر يك‏ از اين‏ مذاهب‏ اكثريت‏ داشته‏ باشند، مقررات‏ محلي‏ در حدود اختيارات‏ شوراها بر طبق‏ آن‏ مذهب‏ خواهد بود، با حفظ حقوق‏ پيروان‏ ساير مذاهب‏.

اصل 13

ايرانيان‏ زرتشتي‏، كليمي‏ و مسيحي‏ تنها اقليتهاي‏ ديني‏ شناخته‏  مي‏شوند كه‏ در حدود قانون‏ در انجام‏ مراسم‏ ديني‏ خود آزادند و در احوال‏ شخصيه‏ و تعليمات‏ ديني‏ بر طبق‏ آيين‏ خود عمل‏ ميكنند.

اصل 14

به‏ حكم‏ آيه‏ شريفه‏ "لاينهاكم‏ الله‏ عن‏ الدين‏ لم‏ يقاتلوكم‏ في‏ الدين‏ و لم‏ يخرجوكم‏ من‏ دياركم‏ ان‏ تبروهم‏ و تقسطوا اليهم‏ ان‏ الله‏ يحب‏ المقسطين‏" دولت‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ و مسلمانان‏ موظفند نسبت‏ به‏ افراد غير مسلمان‏ با اخلاق‏ حسنه‏ و قسط و عدل‏ اسلامي‏ عمل‏ نمايند و حقوق‏ انساني‏ آنان‏ را رعايت‏ كنند. اين‏ اصل‏ در حق‏ كساني‏ اعتبار دارد كه‏ بر ضد اسلام‏ و جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ توطيه‏ و اقدام‏ نكنند.

اصل 15

زبان‏ و خط رسمي‏ و مشترك‏ مردم‏ ايران‏ فارس‏ است‏. اسناد و مكاتبات‏ و متون‏ رسمي‏ و كتب‏ درسي‏ بايد با اين‏ زبان‏ و خط باشد ولي‏ استفاده‏ از زبانهاي‏ محلي‏ و قومي‏ در مطبوعات‏ و رسانه‏ هاي‏ گروهي‏ و تدريس‏ ادبيات‏ آنها در مدارس‏، در كنار زبان‏ فارسي‏ آزاد است‏.

اصل 16

از آنجا كه‏ زبان‏ قرآن‏ و علوم‏ و معارف‏ اسلامي‏ عربي‏ است‏ و ادبيات‏ فارسي‏ كاملا با آن‏ آميخته‏ است‏ اين‏ زبان‏ بايد پس‏ از دوره‏ ابتدايي‏ تا پايان‏ دوره‏ متوسطه‏ در همه‏ كلاسها و در همه‏ رشته‏ ها تدريس‏ شود.

اصل 17

مبدا تاريخ‏ رسمي‏ كشور هجرت‏ پيامبر اسلام‏ ( صلي‏ الله‏ عليه‏ و آله‏ و سلم‏ ) است‏ و تاريخ‏ هجري‏ شمسي‏ و هجري‏ قمري‏ هر دو معتبر است‏، اما مبناي‏ كار ادارات‏ دولتي‏ هجري‏ شمسي‏ است‏. تعطيل‏ رسمي‏ هفتگي‏ روز جمعه‏ است‏.

اصل 18

پرچم‏ رسمي‏ ايران‏ به‏ رنگهاي‏ سبز و سفيد و سرخ‏ با علامت‏ مخصوص‏ جمهوري‏ اسلامي‏ و شعار "الله‏ اكبر" است‏.

اصل 19

مردم‏ ايران‏ از هر قوم‏ و قبيله‏ كه‏ باشند از حقوق‏ مساوي‏ برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اينها سبب‏ امتياز نخواهد بود.

اصل 20

همه‏ افراد ملت‏ اعم‏ از زن‏ و مرد يكسان‏ در حمايت‏ قانون‏ قرار دارند و از همه‏ حقوق‏ انساني‏، سياسي‏، اقتصادي‏، اجتماعي‏ و فرهنگي‏ با رعايت‏ و موازين‏ اسلام‏ برخوردارند.

اصل 21

دولت‏ موظف‏ است‏ حقوق‏ زن‏ را در تمام‏ جهات‏ با رعايت‏ موازين‏ اسلامي‏ تضمين‏ نمايد و امور زير را انجام‏ دهد: 1 - ايجاد زمينه‏ هاي‏ مساعد براي‏ رشد شخصيت‏ زن‏ و احيا حقوق‏ مادي‏ و معنوي‏ او. 2 - حمايت‏ مادران‏، بالخصوص‏ در دوران‏ بارداري‏ و حضانت‏ فرزند، و حمايت‏ از كودكان‏ بي‏ سرپرست‏. 3 - ايجاد دادگاه‏ صالح‏ براي‏ حفظ كيان‏ و بقاي‏ خانواده‏. 4 - ايجاد بيمه‏ خاص‏ بيوگان‏ و زنان‏ سالخورده‏ و بي‏ سرپرست‏. 5 - اعطاي‏ قيمومت‏ فرزندان‏ به‏ مادران‏ شايسته‏ در جهت‏ غبطه‏ آنها در صورت‏ نبودن‏ ولي‏ شرعي‏.

اصل 22

حيثيت‏، جان‏، مال‏، حقوق‏، مسكن‏ و شغل‏ اشخاص‏ از تعرض‏ مصون‏ است‏ مگر در مواردي‏ كه‏ قانون‏ تجويز كند.

اصل 23

تفتيش‏ عقايد ممنوع‏ است‏ و هيچكس‏ را نميتوان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقيده‏ اي‏ مورد تعرض‏ و مئاخذه‏ قرار دارد.

اصل 24

نشريات‏ و مطبوعات‏ در بيان‏ مطالب‏ آزادند مگر آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ يا حقوق‏ عمومي‏ باشد تفصيل‏ آن‏ را قانون‏ معين‏  مي‏كند.

اصل 25

بازرسي‏ و نرساندن‏ نامه‏ ها، ضبط و فاش‏ كردن‏ مكالمات‏ تلفني‏، افشاي‏ مخابرات‏ تلگرافي‏ و تلكس‏، سانسور، عدم‏ مخابره‏ و نرساندن‏ آنها، استراق‏ سمع و هر گونه‏ تجسس‏ ممنوع‏ است‏ مگر به‏ حكم‏ قانون‏.

اصل 26

احزاب‏، جمعيت‏ ها، انجمن‏ هاي‏ سياسي‏ و صنفي‏ و انجمنهاي‏ اسلامي‏ يا اقليتهاي‏ ديني‏ شناخته‏ شده‏ آزادند، مشروط به‏ اين‏ كه‏ اصول‏ استقلال‏، آزادي‏، وحدت‏ ملي‏، موازين‏ اسلامي‏ و اساس‏ جمهور اسلامي‏ را نقض‏ نكنند. هيچكس‏ را نمي‏ توان‏ از شركت‏ در آنها منع كرد يا به‏ شركت‏ در يكي‏ از آنها مجبور ساخت‏.

اصل 27

تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايي‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مباني‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏.

اصل 28

هر كس‏ حق‏ دارد شغلي‏ را كه‏ بدان‏ مايل‏ است‏ و مخالف‏ اسلام‏ و مصالح‏ عمومي‏ و حقوق‏ ديگران‏ نيست‏ برگزيند. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعايت‏ نياز جامعه‏ به‏ مشاغل‏ گوناگون‏، براي‏ همه‏ افراد امكان‏ اشتغال‏ به‏ كار و شرايط مساوي‏ را براي‏ احراز مشاغل‏ ايجاد نمايد.

اصل 29

برخورداري‏ از تامين‏ اجتماعي‏ از نظر بازنشستگي‏، بيكاري‏، پيري‏، ازكارافتادگي‏، بي‏ سرپرستي‏، در راه‏ ماندگي‏، حوادث‏ و سوانح‏، نياز به‏ خدمات‏ بهداشتي‏ درماني‏ و مراقبتهاي‏ پزشكي‏ به‏ صورت‏ بيمه‏ و غيره‏، حقي‏ است‏ همگاني‏. دولت‏ موظف‏ است‏ طبق‏ قوانين‏ از محل‏ درآمدهاي‏ عمومي‏ و درآمدهاي‏ حاصل‏ از مشاركت‏ مردم‏، خدمات‏ و حمايتهاي‏ مالي‏ فوق‏ را براي‏ يك‏ يك‏ افراد كشور تامين‏ كند.

اصل 30

دولت‏ موظف‏ است‏ وسايل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رايگان‏ را براي‏ همه‏ ملت‏ تا پايان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسايل‏ تحصيلات‏ عالي‏ را تا سر حد خودكفايي‏ كشور به‏ طور رايگان‏ گسترش‏  مي‏دهد.

اصل 31

داشتن‏ مسكن‏ متناسب‏ با نياز، حق‏ هر فرد و خانواده‏ ايراني‏ است‏. دولت‏ موظف‏ است‏ با رعايت‏ اولويت‏ براي‏ آنها كه‏ نيازمندترند به‏ خصوص‏ روستانشينان‏ و كارگران‏ زمينه‏ اجراي‏ اين‏ اصل‏ را فراهم‏ كند.

اصل 32

هيچكس‏ را نمي‏ توان‏ دستگير كرد مگر به‏ حكم‏ و ترتيبي‏ كه‏ قانون‏ معين‏  مي‏كند در صورت‏ بازداشت‏، موضوع‏ اتهام‏ بايد با ذكر دلايل‏ بلافاصله‏ كتبا به‏ متهم‏ ابلاغ‏ و تفهيم‏ شود و حداكثر ظرف‏ مدت‏ بيست‏ و چهار ساعت‏ پرونده‏ مقدماتي‏ به‏ مراجع صالحه‏ قضايي‏ ارسال‏ و مقدمات‏ محاكمه‏، در اسرع‏ وقت‏ فراهم‏ گردد. متخلف‏ از اين‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏  مي‏شود.

اصل 33

هيچكس‏ را نمي‏ توان‏ از محل‏ اقامت‏ خود تبعيد كرد يا از اقامت‏ در محل‏ مورد علاقه‌اش‏ ممنوع‏ يا به‏ اقامت‏ در محلي‏ مجبور ساخت‏، مگر در مواردي‏ كه‏ قانون‏ مقرر  مي‏دارد.

اصل 34

دادخواهي‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد است‏ و هر كس‏  مي‏تواند به‏ منظور دادخواهي‏ به‏ دادگاه‏ هاي‏ صالح‏ رجوع‏ نمايد. همه‏ افراد ملت‏ حق‏ دارند اين‏ گونه‏ دادگاه‏ ها را در دسترس‏ داشته‏ باشند و هيچكس‏ را نمي‏ تواند از دادگاهي‏ كه‏ به‏ موجب‏ قانون‏ حق‏ مراجعه‏ به‏ آن‏ را دارد منع كرد.

اصل 35

در همه‏ دادگاه‏ ها طرفين‏ دعوي‏ حق‏ دارند براي‏ خود وكيل‏ انتخاب‏ نمايندو اگر تواناي‏ انتخاب‏ وكيل‏ را نداشته‏ باشند بايد براي‏ آنها امكانات‏ تعيين‏ وكيل‏ فراهم‏ گردد.

اصل 36

حكم‏ به‏ مجازات‏ و اجرا آن‏ بايد تنها از طريق‏ دادگاه‏ صالح‏ و به‏ موجب‏ قانون‏ باشد.

اصل 37

اصل‏، برايت‏ است‏ و هيچكس‏ از نظر قانون‏ مجرم‏ شناخته‏ نمي‏ شود، مگر اين‏ كه‏ جرم‏ او در دادگاه‏ صالح‏ ثابت‏ گردد.

اصل 38

هر گونه‏ شكنجه‏ براي‏ گرفتن‏ اقرار و يا كسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏ است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار يا سوگند، مجاز نيست‏ و چنين‏ شهادت‏ و اقرار و سوگندي‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از اين‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏  مي‏شود.

اصل 39

هتك‏ حرمت‏ و حيثيت‏ كسي‏ كه‏ به‏ حكم‏ قانون‏ دستگير، بازداشت‏، زنداني‏ يا تبعيد شده‏، به‏ هر صورت‏ كه‏ باشد ممنوع‏ و موجب‏ مجازات‏ است‏.

اصل 40

هيچكس‏ نمي‏ تواند اعمال‏ حق‏ خويش‏ را وسيله‏ اضرار به‏ غير يا تجاوز به‏ منافع عمومي‏ قرار دهد.

اصل 41

تابعيت‏ كشور ايران‏ حق‏ مسلم‏ هر فرد ايراني‏ و دولت‏ نمي‏ تواند از هيچ‏ ايراني‏ سلب‏ تابعيت‏ كند، مگر به‏ درخواست‏ خود او يا در صورتي‏ كه‏ به‏ تابعيت‏ كشور ديگري‏ درآيد.

اصل 42

اتباع‏ خارجه‏  مي‏توانند در حدود قوانين‏ به‏ تابعيت‏ ايران‏ در آيند و سلب‏ تابعيت‏ اينگونه‏ اشخاص‏ در صورتي‏ ممكن‏ است‏ كه‏ دولت‏ ديگري‏ تابعيت‏ آنها را بپذيرد يا خود آنها درخواست‏ كنند.

اصل 43

براي‏ تامين‏ استقلال‏ اقتصادي‏ جامعه‏ و ريشه‏ كن‏ كردن‏ فقر و محروميت‏ و برآوردن‏ نيازهاي‏ انسان‏ در جريان‏ رشد، با حفظ آزادي‏ او، اقتصاد جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ بر اساس‏ ضوابط زير استوار  مي‏ شود: 1 - تامين‏ نيازهاي‏ اساسي‏: مسكن‏، خوراك‏، پوشاك‏، بهداشت‏، درمان‏، آموزش‏ و پرورش‏ و امكانات‏ لازم‏ براي‏ تشكيل‏ خانواده‏ براي‏ همه‏. 2 - تامين‏ شرايط و امكانات‏ كار براي‏ همه‏ به‏ منظور رسيدن‏ به‏ اشتغال‏ كامل‏ و قرار دادن‏ وسايل‏ كار در اختيار همه‏ كساني‏ كه‏ قادر به‏ كارند ولي‏ وسايل‏ كار ندارند، در شكل‏ تعاوني‏، از راه‏ وام‏ بدون‏ بهره‏ يا هر راه‏ مشروع‏ ديگر كه‏ نه‏ به‏ تمركز و تداول‏ ثروت‏ در دست‏ افراد و گروه‏ هاي‏ خاص‏ منتهي‏ شود و نه‏ دولت‏ را به‏ صورت‏ يك‏ كارفرماي‏ بزرگ‏ مطلق‏ درآورد. اين‏ اقدام‏ بايد با رعايت‏ ضرورت‏ هاي‏ حاكم‏ بر برنامه‏ ريزي‏ عمومي‏ اقتصاد كشور در هر يك‏ از مراحل‏ رشد صورت‏ گيرد. 3 - تنظيم‏ برنامه‏ اقتصادي‏ كشور به‏ صورتي‏ كه‏ شكل‏ و محتوا و ساعت‏ كار چنان‏ باشد كه‏ هر فرد علاوه‏ بر تلاش‏ شغلي‏ ، فرصت‏ و توان‏ كافي‏ براي‏ خودسازي‏ معنوي‏، سياسي‏ و اجتماعي‏ و شركت‏ فعال‏ در رهبري‏ كشور و افزايش‏ مهارت‏ و ابتكار داشته‏ باشد. 4 - رعايت‏ آزادي‏ انتخاب‏ شغل‏، و عدم‏ اجبار افراد به‏ كاري‏ معين‏ و جلوگيري‏ از بهره‏ كشي‏ از كار ديگري‏. 5 - منع اضرار به‏ غير و انحصار و احتكار و ربا و ديگر معاملات‏ باطل‏ و حرام‏. 6 - منع اسراف‏ و تبذير در همه‏ شيون‏ مربوط به‏ اقتصاد، اعم‏ از مصرف‏، سرمايه‏ گذاري‏، توليد، توزيع و خدمات‏. 7 - استفاده‏ از علوم‏ و فنون‏ و تربيت‏ افراد ماهر به‏ نسبت‏ احتياج‏ براي‏ توسعه‏ و پيشرفت‏ اقتصاد كشور. 8 - جلوگيري‏ از سلطه‏ اقتصادي‏ بيگانه‏ بر اقتصاد كشور. 9 - تاكيد بر افزايش‏ توليدات‏ كشاورزي‏، دامي‏ و صنعتي‏ كه‏ نيازهاي‏ عمومي‏ را تامين‏ كند و كشور را به‏ مرحله‏ خودكفايي‏ برساند و از وابستگي‏ برهاند.

اصل 44

نظام‏ اقتصادي‏ جمهور اسلامي‏ ايران‏ بر پايه‏ سه‏ بخش‏ دولتي‏، تعاوني‏ و خصوصي‏ با برنامه‏ ريزي‏ منظم‏ و صحيح‏ استوار است‏. بخش‏ دولتي‏ شامل‏ كليه‏ صنايع بزرگ‏، صنايع مادر، بازرگاني‏ خارجي‏، معادن‏ بزرگ‏، بانكداري‏، بيمه‏، تامين‏ نيرو، سدها و شبكه‏ هاي‏ بزرگ‏ آبرساني‏، راديو و تلويزيون‏، پست‏ و تلگراف‏ و تلفن‏، هواپيمايي‏، كشتيراني‏، راه‏ و راه‏ آهن‏ و مانند اينها است‏ كه‏ به‏ صورت‏ مالكيت‏ عمومي‏ و در اختيار دولت‏ است‏. بخش‏ خصوصي‏ شامل‏ آن‏ قسمت‏ از كشاورزي‏، دامداري‏، صنعت‏، تجارت‏ و خدمات‏  مي‏شود كه‏ مكمل‏ فعاليتهاي‏ اقتصادي‏ دولتي‏ و تعاوني‏ است‏. مالكيت‏ در اين‏ سه‏ بخش‏ تا جايي‏ كه‏ با اصول‏ ديگر اين‏ فصل‏ مطابق‏ باشد و از محدوده‏ قوانين‏ اسلام‏ خارج‏ نشود و موجب‏ رشد و توسعه‏ اقتصادي‏ كشور گردد و مايه‏ زيان‏ جامعه‏ نشود مورد حمايت‏ قانون‏ جمهوري‏ اسلامي‏ است‏. تفصيل‏ ضوابط و قلمرو و شرايط هر سه‏ بخش‏ را قانون‏ معين‏  مي‏كند.

اصل 45

انفال‏ و ثروتهاي‏ عمومي‏ از قبيل‏ زمينهاي‏ موات‏ يا رها شده‏، معادن‏، درياها، درياچه‏، رودخانه‏ ها و ساير آبهاي‏ عمومي‏، كوه‏ ها، دره‏ ها ، جنگلها، نيزارها، بيشه‏ هاي‏ طبيعي‏، مراتعي‏ كه‏ حريم‏ نيست‏، ارث‏ بدون‏ وارث‏، و اموال‏ مجهول‏ المالك‏ و اموال‏ عمومي‏ كه‏ از غاصبين‏ مسترد  مي‏شود. در اختيار حكومت‏ اسلامي‏ است‏ تا بر طبق‏ مصالح‏ عامه‏ نسبت‏ به‏ آنها عمل‏ نمايد. تفصيل‏ و ترتيب‏ استفاده‏ از هر يك‏ را قانون‏ معين‏  مي‏كند.

اصل 46

هر كس‏ مالك‏ حاصل‏ كسب‏ و كار مشروع‏ خويش‏ است‏ و هيچكس‏ نمي‏ تواند به‏ عنوان‏ مالكيت‏ نسبت‏ به‏ كسب‏ و كار خود امكان‏ كسب‏ و كار را از ديگري‏ سلب‏ كند.

اصل 47

مالكيت‏ شخصي‏ كه‏ از راه‏ مشروع‏ باشد محترم‏ است‏. ضوابط آن‏ را قانون‏ معين‏  مي‏كند.

اصل 48

در بهره‏ برداري‏ از منابع طبيعي‏ و استفاده‏ از درآمدهاي‏ ملي‏ در سطح‏ استانها و توزيع فعاليتهاي‏ اقتصادي‏ ميان‏ استانها و مناطق‏ مختلف‏ كشور، بايد تبعيض‏ در كار نباشد، به‏ طوري‏ كه‏ هر منطقه‏ فراخور نيازها و استعداد رشد خود، سرمايه‏ و امكانات‏ لازم‏ در دسترس‏ داشته‏ باشد.

اصل 49

دولت‏ موظف‏ است‏ ثروتهاي‏ ناشي‏ از ربا، غصب‏، رشوه‏، اختلاس‏، سرقت‏، قمار، سو استفاده‏ از موقوفات‏، سو استفاده‏ از مقاطعه‏ كاريها و معاملات‏ دولتي‏، فروش‏ زمينهاي‏ موات‏ و مباحات‏ اصلي‏، داير كردن‏ اماكن‏ فساد و ساير موارد غير مشروع‏ را گرفته‏ و به‏ صاحب‏ حق‏ رد كند و در صورت‏ معلوم‏ نبودن‏ او به‏ بيت‏ المال‏ بدهد. اين‏ حكم‏ بايد با رسيدگي‏ و تحقيق‏ و ثبوت‏ شرعي‏ به‏ وسيله‏ دولت‏ اجرا شود.

اصل 50

در جمهوري‏ اسلامي‏، حفاظت‏ محيط زيست‏ كه‏ نسل‏ امروز و نسلهاي‏ بعد بايد در آن‏ حيات‏ اجتماعي‏ رو به‏ رشدي‏ داشته‏ باشند، وظيفه‏ عمومي‏ تلقي‏  مي‏گردد. از اين‏ رو فعاليتهاي‏ اقتصادي‏ و غير آن‏ كه‏ با آلودگي‏ محيط زيست‏ يا تخريب‏ غير قابل‏ جبران‏ آن‏ ملازمه‏ پيدا كند، ممنوع‏ است‏.

اصل 51

هيچ‏ نوع‏ ماليات‏ وضع نمي‏ شود مگر به‏ موجب‏ قانون‏. موارد معافيت‏ و بخشودگي‏ و تخفيف‏ مالياتي‏ به‏ موجب‏ قانون‏ مشخص‏  مي‏شود.

اصل 52

بودجه‏ سالانه‏ كل‏ كشور به‏ ترتيبي‏ كه‏ در قانون‏ مقرر  مي‏شود از طرف‏ دولت‏ تهيه‏ و براي‏ رسيدگي‏ و تصويب‏ به‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ تسليم‏  مي‏گردد. هر گونه‏ تغيير در ارقام‏ بودجه‏ نيز تابع مراتب‏ مقرر در قانون‏ خواهد بود.

اصل 53

كليه‏ دريافتهاي‏ دولت‏ در حسابهاي‏ خزانه‏ داري‏ كل‏ متمركز  مي‏شود و همه‏ پرداختها در حدود اعتبارات‏ مصوب‏ به‏ موجب‏ قانون‏ انجام‏  مي‏گيرد.

اصل 54

ديوان‏ محاسبات‏ كشور مستقيما زير نظر مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏  مي‏باشد. سازمان‏ و اداره‏ امور آن‏ در تهران‏ و مراكز استانها به‏ موجب‏ قانون‏ تعيين‏ خواهد شد.

اصل 55

ديوان‏ محاسبات‏ به‏ كليه‏ حسابهاي‏ وزارتخانه‏ ها، موسسات‏، شركتهاي‏ دولتي‏ و ساير دستگاه‏ هايي‏ كه‏ به‏ نحوي‏ از انحا از بودجه‏ كل‏ كشور استفاده‏  مي‏كنند به‏ ترتيبي‏ كه‏ قانون‏ مقرر  مي‏دارد رسيدگي‏ يا حسابرسي‏  مي‏نمايد كه‏ هيچ‏ هزينه‏ اي‏ از اعتبارات‏ مصوب‏ تجاوز نكرده‏ و هر وجهي‏ در محل‏ خود به‏ مصرف‏ رسيده‏ باشد. ديوان‏ محاسبات‏، حسابها و اسناد و مدارك‏ مربوطه‏ را برابر قانون‏ جمع آوري‏ و گزارش‏ تفريغ بودجه‏ هر سال‏ را به‏ انضمام‏ نظرات‏ خود به‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ تسليم‏  مي‏نمايد. اين‏ گزارش‏ بايد در دسترس‏ عموم‏ گذاشته‏ شود.

اصل 56

حاكميت‏ مطلق‏ بر جهان‏ و انسان‏ از آن‏ خداست‏ و هم‏ او، انسان‏ را بر سرنوشت‏ اجتماعي‏ خويش‏ حاكم‏ ساخته‏ است‏. هيچكس‏ نمي‏ تواند اين‏ حق‏ الهي‏ را از انسان‏ سلب‏ كند يا در خدمت‏ منافع فرد يا گروهي‏ خاص‏ قرار دهد و ملت‏ اين‏ حق‏ خداداد را از طرقي‏ كه‏ در اصول‏ بعد  مي‏آيد اعمال‏  مي‏كند.

اصل 57

قواي‏ حاكم‏ در جمهور اسلامي‏ ايران‏ عبارتند از: قوه‏ مقننه‏، قوه‏ مجريه‏ و قوه‏ قضاييه‏ كه‏ زير نظر ولايت‏ مطلقه‏ امر و امامت‏ امت‏ بر طبق‏ اصول‏ آينده‏ اين‏ قانون‏ اعمال‏  مي‏گردند. اين‏ قوا مستقل‏ از يكديگرند.
ويرايش پيشين:‏ قواي‏ حاكم‏ در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ عبارتند از : قوه‏ مقننه‏، قوه‏ مجريه‏ و قوه‏ قضاييه‏ كه‏ زير نظر ولايت‏ امر و امامت‏ امت‏، بر طبق‏ اصول‏ آينده‏ اين‏ قانون‏ اعمال‏  مي‏گرند. اين‏ قوا مستقل‏ از يكديگرند و ارتباط ميان‏ آنها به‏ وسيله‏ رييس‏ جمهور برقرار  مي‏گردد.>>

اصل 58

اعمال‏ قوه‏ مقننه‏ از طريق‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ است‏ كه‏ از نمايندگان‏ منتخب‏ مردم‏ تشكيل‏  مي‏شود و مصوبات‏ آن‏ پس‏ از طي‏ مراحلي‏ كه‏ در اصول‏ بعد  مي‏آيد براي‏ اجرا به‏ قوه‏ مجريه‏ و قضاييه‏ ابلاغ‏  مي‏گردد.

اصل 59

در مسايل‏ بسيار مهم‏ اقتصادي‏، سياسي‏، اجتماعي‏ و فرهنگي‏ ممكن‏ است‏ اعمال‏ قوه‏ مقننه‏ از راه‏ همه‏ پرسي‏ و مراجعه‏ مستقيم‏ به‏ آرا مردم‏ صورت‏ گيرد. در خواست‏ مراجعه‏ به‏ آرا عمومي‏ بايد به‏ تصويب‏ دو سوم‏ مجموع‏ نمايندگان‏ مجلس‏ برسد.

اصل 60

اعمال‏ قوه‏ مجريه‏ جز در اموري‏ كه‏ در اين‏ قانون‏ مستقيما بر عهده‏ رهبري‏ گذارده‏ شده‏، از طريق‏ رييس‏ جمهور و وزرا است‏.
ويرايش پيشين:‏ اعمال‏ قوه‏ مجريه‏ جز در اموري‏ كه‏ در اين‏ قانون‏ مستقيما بر عهده‏ رهبري‏ گذارده‏ شده‏، از طريق‏ رييس‏ جمهور و نخست‏ وزير و وزرا است‏.

اصل 61

اعمال‏ قوه‏ قضاييه‏ به‏ وسيله‏ دادگاه‏ هاي‏ دادگستري‏ است‏ كه‏ بايد طبق‏ موازين‏ اسلامي‏ تشكيل‏ شود و به‏ حل‏ و فصل‏ دعاوي‏ و حفظ حقوق‏ عمومي‏ و گسترش‏ و اجراي‏ عدالت‏ و اقامه‏ حدود الهي‏ بپردازد.

اصل 62

مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ از نمايندگان‏ ملت‏ كه‏ به‏ طور مستقيم‏ و با راي‏ مخفي‏ انتخاب‏  مي‏شوند تشكيل‏  مي‏گردد. شرايط انتخاب‏ كنندگان‏ و انتخاب‏ شوندگان‏ و كيفيت‏ انتخابات‏ را قانون‏ معين‏ خواهد كرد.

اصل 63

دوره‏ نمايندگي‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ چهار سال‏ است‏. انتخابات‏ هر دوره‏ بايد پيش‏ از پايان‏ دوره‏ قبل‏ برگزار شود به‏ طوري‏ كه‏ كشور در هيچ‏ زمان‏ بدون‏ مجلس‏ نباشد.

اصل 64

عده‏ نمايندگان‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ دويست‏ و هفتاد نفر است‏ و از تاريخ‏ همه‏ پرسي‏ سال‏ يكهزار و سيصد و شصت‏ و هشت‏ هجري‏ شمسي‏ پس‏ از هر ده‏ سال‏، با در نظر گرفتن‏ عوامل‏ انساني‏، سياسي‏، جغرافيايي‏ و نظاير آنها حداكثر بيست‏ نفر نماينده‏  مي‏تواند اضافه‏ شود. زرتشتيان‏ و كليميان‏ هر كدام‏ يك‏ نماينده‏ و مسيحيان‏ آشوري‏ و كلداني‏ مجموعا يك‏ نماينده‏ و مسيحيان‏ ارمني‏ جنوب‏ و شمال‏ هر كدام‏ يك‏ نماينده‏ انتخاب‏  مي‏كنند. محدوده&rlm


 برج های  دو قلو تجاری  نیویورک - آمریکا

طراح :آ م یامازاکی و همکاران 

استاتیک : کریستینز رابتسون  نیویورک

سال ساخت  :   1973 - 1966 

 

 برگرفته از كتاب: اطلس ساختمانهاي فلزي

  نويسندگان کتاب : hart - sonntag&henn

 كتاب درسي رشته ساختمان عمران دانشگاه هاي آلمان

 تهيه كننده  وبرگردان از :

 

مهندس احمدرضا مسعودي

 

 فارغ التحصيل رشته معماري و معماري سازه اي از دانشگاه

 فني مهندسي فرانكفورت آلمان

 

 

 

کاربری ساختمان  :

برجهای تجاری نیویورک ساخته شده از دو برج 110 طبقه و چهار ساختمان هشت و ده طبقه  اطراف آن در مجموع بوجود آمده است در مجموع دارای 500000 دفاتر کاری و شرکت های بیمه و هتل و بانک  در آن  در حدود 2900 متر مربع مساحت را به خود اختصاص داده است و دارای حدود  800000 مراجعه کننده در روز می باشد.

در پنج طبقه زیر زمین شامل پارکینگ   برای 2000 ماشین  –  فروشگاه های مختلف و سرویس و در شش طبقه زرین تر تاسیسات ساختمان قرار گرفته است . فضای راهروهای  ورودی برای هر برج دارای 100 پرسنل کنترل کننده است و علاوه بر آن هر برج دارای چهار آسانسور باربری  سریع حرکت می باشد.

هر برج دارای یک لابی در طبقه همکف و یکی در طبقه 44 و دیگری در طبقه 78 قرار گرفته است طبقات بالاتر برج را به چهار زون تقسیم می کند که با دوازده آسانسور سریع حرکت در ارتباط می باشد.

 پنج آسانسور از همکف تا طبقه 107 الی 110 در حرکت می بوده اند و در هر کانال سه آسانسور روی هم قرار گرفته است.

 

 

اندازه ها :

هر دو برج هر کدام با 411 متر ارتفاع و زمین مربع شکل به ابعاد 5/63 *5/63 متر و ابعاد کرن بتنی 24*24 متر ارتفاع هر طبقه 66/3متر و ارتفاع هال ورودی دارای 3/22 می باشد .

طراحی مهندسی :

هدایت باد در روی هردو برج از اهداف اولیه طراحی و معماری بوده است.

در هر قسمت خارجی ساختمان برج 59 ستون قوطی  بفواصل 02/1( آکس ) قاب فلزی در اتصال با خرپا   افقی در سقف  اتصال دارد.

در گوشه های ساختمان اتصال مهار شده با سقف ساختمان دارد که قابلیت حمل بار  باد را در پوسته خارجی ساختمان می دهد که در فونداسیون ساختمان بار حاصله را انتقال میدهد ( موسوم به طراحی تیوب ) . سقف ها به  ستون های وسط و کناری اتصال دارد بهمین دلیل 44 عدد ستون قوطی شکل تحمل بار های عمودی را می نمایند.

 

نمای بیرون :

 در قسمت های فوقانی ساختمان ستون های ابعاد

 450 /450 میلیمتر ثابت مانده است و تیر افقی به ارتفاع  32/1 از تیر ورق ساخته شده است.

سه ستون  در ارتفاع 12 متر  بالای قسمت ورودی بعنوان ستون های اصلی به ابعاد 800/ 800 میلیمتر و فواصل 06/3 آکس نصب شده اند .

ضخامت دیوار و کیفیت ستون ها هرچه بالاتر می رود تغییر می کند ( بطوریکه ضخامت دیوار از 5/12 به 5/7 میلیمتر   و مقاومت ستونها از 2mm/N 295 به  2mm/N  700 تغییر میکند ).

 اگر چه ستون های اطراف  ساختمان در ارتفاع تغییر اندازه می دهند با این وجود  وظیفه اصلی آنها گرفتن نیروی باد می باشد .

نیروی باد محاسبه شده در تمام ارتفاع ساختما ن  برابر با   2 m/ KN 2/2 است .در ارتفاع قسمتی از ساختمان به سنگینی متغیر  بین  KN  223 تا KN 60 توسط پیچ های HV  شکل در روی ساختمان نشسته است .

روی ستون های خارجی و تیر های از ورق آ لومینیوم

پوشیده شده است.

ابعاد اندازه پنجره ها ی دوجداره    98/1* 48/0 متر و شیشه برنگ برنز در قاب آ لمینیومی قراردارد  نظافت پنجره ها بصورت اتوماتیک توسط ریل های بیرونی نصب شده روی پنجره انجام می گیرد .

 

 

 

سقف ها:

 سقف ها بصورت خرپای به ارتفاع 90/0 سانتیمتر و فواصل 04/2 متر در جهت مایل نصب شده اند.و روی آن از یک لایه بتن سبک بضخامت 10 سانتیمتر در لایه ورق فلزی موسوم به تراپس پوشیده شده است.

وزن سقف برابر با  2m /NK 5/0 می باشد و نیروی مفید برابر با 2m/ KN 88/4 است.

هر سقف طبقه تشکیل شده از 32 تکه از پیش ساخته شده که مابین کرن و دیوار خارجی قرار گرفته اند.این قطعات که شامل کانلهای تاسیساتی و الکتریکی و دیگر ملزومات ساختمان می باشد در امتداد طولی و عرضی  کرن قرار گرفته اند. ابعاد کرن  7 /10 * 0 /4 متر می باشد .

 

 حافظت از حریق:

حفاظت اسکلت فلزی  از آتش  نیز در اثر پاچش مواد ضد حریق به ضخامت mm3 می گیرد.

در  کرن ساختمان  زون  ضد حریق است دارای پله فرار و شیرهای  آب نصب شده ضد حریق به اضافه تانکر های آب  شامل 18500 لیتر در طبقه نگهداری تاسیسات ساختمان . 

پی ساختمان: 

در عمق 5/22 متری در روی زمین نسبتا سفت سنگی ابتدا زمین را با فشار  2m/MN9/3 پرس نموده سپس در مساحت 440000 متر مربع و  سپس فونداسیون بتنی مسلح  رادیال  سراسری به ضخامت 10/2 متر ریخته شد و بعد دیوارهای بتنی به ضخامت  cm 90 بنا  گردید . 

 

تاسیسات:

ساختمان های هر دو برج کاملا از سیستم  تهویه استفاده می کنند و جلوی هر پنجره رادیاتورهایی قرار گرفته برجهای خنک کننده نیز در منفی شش قرار گرفته اند و با L/min 333000 مرکز تاسیسات هوای خنک هفت ماشین خنک کننده فقط با یک خط لوله h/kw   24400  تقسیم آ ب سرد نیز با 20 لوله تقسیم انجام می شود .

در طبقه 59 تا 110  فشار قوی قرار گرفته و  ایستگاه های آن در طبقه 75 و 108 ودر برج دیگر فشار کم با مجموعه 16 ایستگاه تقسیم و در طبقات پائینتر ( طبقه   41 – 7  ) قرار گرفته است.سیستم گرمایش از بخار آب  در مر کز سالن خنک کننده انجام می شود .

 

 

مساحت زیر ساخت در یک برج :  319000  متر مربع

فضاهای ساخته شده:1754000 مترمکعب  

مساحت کلی :     418000 متر مربع        

فولاد مورد استفاده در هر برج :   78000 تن  هر متر مربع مساحت کل:       ۱۸۶.۶/kg

برای مساحت مفید :       ۵۲۴۴/kg

     

 

 




درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید اینجانب رضا اشرفی دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی فتاوری اطلاعات، متولد 1362 از روستای آق گنبد و در ارومیه سکونت دارم. این وبلاگ جهت اطلاع رسانی در حوزه های مختلف ایجاد شده است امیدورام با راهنمایی های خود، بنده حقیر را در هرچه بهتر کردن وبلاگ یاری فرمائید.
موضوعات
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پيوندها

نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران