علمی فرهنگی ورزشی
دوشنبه 23 اردیبهشت 1392
:: 11:23 ::  نويسنده : رضااشرفی آق گنبد

Short story داستان کوتاه آموزنده مرد بغال


در شهری زن وشوهر فقیری زندگی می کردند.زن هر روز گویی را می ساخت و به مرد میداد تا آن ها را بفروشد .مرد هر روز آنها را به مغازه بقالی شهرشان می فروخت.آن زن گوی ها را دایره ای شکل و به وزن ۱ کیلو درست می کرد

 

مرد پس از فروختن آنها مایحتاج زندگیشان را خریداری می کرد.روزی مرد بقال تصمیم گرفت تا گوی ها را وزن نماید.پس از وزن کردن متوجه شد که آنها ۹۰۰ گرمی هستند نه ۱ کیلویی.وقتی روز بعد مرد فقیر به مغازه آمد، مرد بقال با عصبانیت گفت دیگر گوی ها را نمی خرد.زیرا تو گوی های ۹۰۰ گرمی را به جای ۱ کیلویی به من داده ای!!!!!!

مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت : ما که ترازویی نداریم. ما یک کیلو شکر از شما می خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار میدادیم. یقین داشته باش که به اندازه خودت برای تو اندازه مى گیریم !




درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید اینجانب رضا اشرفی دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی فتاوری اطلاعات، متولد 1362 از روستای آق گنبد و در ارومیه سکونت دارم. این وبلاگ جهت اطلاع رسانی در حوزه های مختلف ایجاد شده است امیدورام با راهنمایی های خود، بنده حقیر را در هرچه بهتر کردن وبلاگ یاری فرمائید.
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران